اثر موش و کبرا و جايزه بگیری
♟اثر موش و کبرا و جایزه بگیری
🌈🌈🌈
مطالبی از سفرنامه حاج سیاح را می خواندم ، در شکی و نوخا با چچن هایی گفتگو کرده بوده که مرا به یاد اثر موش و کبرا انداخت.
محض یادآوری عرض کنم که در دوره استعمار انگلستان در هند، آنها برای کاهش آسیب های ناشی از نیش مار کبرا که مرگ آور بوده است، به مرده هر مار کبرا جایزه ای می داده اند و انتظار داشته اند که تعداد اینمارها کم شود. با گذشت زمان متوجه می شوند که نه تنها مارها کم نشده اند و مرتب تعداد مارهای صید شده افزایش می یابد. بررسی می کنند و متوجه می شوند که چون مرده مار، جایزه خوبی دارد، عده ای رو به پرورش مار کبرا آورده اند وهر چه دیگران صید می کنند، آنها بیشتر پرورش می دهند و این اتفاق به اثر کبرا معروف شده است.
در ویتنام هم اتفاق مشابهی افتاد. در دوران استعمار فرانسوی ها در آنجا، فاضلاب ها را کانال کشی کردند و این امر موجب افزایش جمعیت موش ها شد و چون خطر ابتلای بیماری وجود داشت و موشهای مرده، مسیر فاضلابها را می بستند. فرانسوی ها اقدام به تعیین جایزه کردند و چون لاشه موش مرده، متعفن می شد، گفتند، موش ها را بگیرید و بکشید و دم آنها را تحویل دهید و جایزه بگیرید.
در آنجا هم ، با وجود تحویل دادن دم های زیاد، اما جمعیت موش ها، کم نشد. بررسی کردند و متوجه شدند که موش بگیران، برای اینکه راه جایزه گرفتن شان را از بین نبرند، دم موشها را قطع می کرده اند و آنها را رها می کرده اند تا باشند و زادوولد کنند و نان موش بگیرها ، آجر نشود.
این تجربه به اثر موش معروف شد.
در سفرنامه حاج سیاح هم یک اتفاقی را روایت کرده که شبیه این دو اتفاق است، البته از جنبه جایزه بگیری ، فاقد اثر! ، زیرا جایزه بگیران،با دقت، اجرای اوامر کرده بوده اند و بعدا از کرده شان پشیمان شده اند، زیرا راه کسب درآمدشان را بسته بودند.
موضوع از این قرار بوده که قوای دولتی روسیه تزاری برای دستگیری چچن های مخالف تزار جایزه تعیین می کرده اند.
خود مطلب را بخوانیم:
در شکی و نوخا، مردمان زیاد متهوری بودند چنانچه به خود مباهات می کردند که در زمان شیخ شموبل آدم می کشتیم ، اوایل یکی صد روبل، اواخر که زیادی کشتیم ارزان شده بود یکی ده روبل.حال مردم این بلد بی چیز و فقیر شده اند و خیلی تاسف می خورند که هرگاه تمام نکرده بودیم، دائم عساکر دولت اینجا بود و پول خرج می کردند.یکی را دیدم که بیست و شش نفر کشته بود،دیگری کمتر، دیگری بیشتر.
پرسیدم آنها مسلم بودند؟
گفت بلی .
گفتم به چه جرمی آنها را می کشتید؟
گفتند؛ آخر نشان می گرفتیم که در جلوی سینه بیاویزیم.
و نهایتا باید نتیجه بگیریم که در مقابل جایزه بگیری،انسانها به نسبت موش ها و مارها، خیلی آسیب پذیرترند. جایزه بگیران ، موش و مار قربانی را برای ازدیاد نسل و تداوم جایزه بگیری شان، حفظ می کنند ولی با آدمیزادگان چنین ملاطفتی ندارند.