ما و آنها

ما و آنها

کتاب مارتین ایدن نوشته جک لندن را شاید خوانده باشید،اگر آن را نخوانده اید،در همین فرصت روزها و شبهای زمستان،آن را بخوانید(در زمستان،نمی دانم چرا،کتاب خواندن خیلی می چسبد).

مارتین ایدن ملوان جوانی است که قصد دارد نویسنده شود.روزهای سختی را می گذراند.پول کافی ندارد.در خانه ای مستاجر است و کرایه خانه مرتبا عقب می افتد. به بقال بدهکار است.به قصاب بدهکار است. به موسسه ای که ماشین تایپ را اجاره می دهد،بدهکار است.دوچرخه اش را گرو گذاشته،کت و لباسش را گرو گذاشته.با اندک پولی که بدست می آورد،اول تمبر می خرد تا شعر و مقالاتش را به مجلات پست کند و اغلب آنها هم برگشت می خورند ،چون سردبیران آن مجلات آنها را نپذیرفته اند. بعضی وقتها هم که مقاله ای را می پذیرند، دو سه دلار بیشتر دستمزد نمی دهند.بعضی وقتها ،صاحبخانه یک سوپ آبکی به مارتین می دهد.

مارتین،دوستی(بریسندن) پیدا می کند که نسبت به همه نشریات و سردبیران آنها بدبین است. بریسندن صد دلار به مارتین کمک می کند تا قرض هایش را بدهد و اندکی غذا بخورد.

روزی بریسندن،شعری را که سروده و عنوانش را  از یکی از جملات مارتین الهام گرفته،به مارتین می دهد. مارتین به او اصرار می کند که این شعر بسیار خوبی است و آن را برای انتشار به یکی از مجلات بفرست. اما بریسندن که به مجلات بدبین است،قبول نمی کند.

مارتین شعر را به یکی از نشریات معتبر ارسال می کند. چند روز بعد به همراه مقالات برگشت خورده خودش و پذیرش یکی دو مقاله با سه چهار دلار دستمزد،نامه ای از مجله ای که شعر بریسندن را به آن ارسال کرده بود،دریافت می کند. در نامه از شعر ستایش شده و معتبرترین منتقد امریکا،که بریسندن هم فقط او را قبول دارد،آن را تایید کرده است و مبلغ سیصدوپنجاه دلار دستمزد برای آن شعر پیشنهاد شده و اضافه کرده اند که اگر این مبلغ کافی نیست،نظرتان را بیان کنید تا اصلاح نماییم.

مارتین فورا به هتلی که بریسندن در آن اقامت دارد و در پنج روز اخیر از او خبری نگرفته،می رود و با کمال تعجب متوجه می شود که بریسندن در همان اولین روز بعد از ملاقات با مارتین در هتل خودکشی کرده است. متصدی هتل می گوید،جنازه اش را به شهر دیگری برای دفن برده اند و خانواده بریسندن ،وکیلی را برای پیگیری مسائل حقوقی و ارث وی تعیین کرده اند.مارتین به دفتر وکیل می رود و در یادداشتی بیان می کند که او به بریسندن 100 دلار بدهکار است و مقاله ای هم از بریسندن قرار است چاپ شود که 350 دلار دستمزد دارد و او(مارتین)پیگیر انتشار آن شعر می باشد.

مارتین به اداره پست می رود و با 15 سنتی که در جیب دارد،تلگرامی به مجله می فرستد و با انتشار شعر به همان مبلغ پیشنهادی آنها موافقت می کند.

چند روز بعد دو سه مقاله مارتین هم منتشر می شود و مجموعا صد دلار دستمزد دریافت می کند. مارتین به دفتر وکیل می رود و صد دلار قرضش را می دهد و از وکیل رسید می گیرد.

چند روز بعد،شعر بلند بریسندن چاپ می شود که بسیار معروف می شود و مارتین چک دستمزد بریسندن را بلافاصله به دفتر وکیل ،تحویل می دهد.

اینها را نوشتم تا بگویم جوامع مختلف برای پرورش صداقت و امانت داری در بین مردم خود،چه تلاشهای ادیبانه فراوانی را بخرج می دهند و ما هم هر روز در بمباران خبری ناشی از انواع و اقسام دزدی ها و تقلب ها،نسل آینده خود را به جلو می رانیم.

به کجا می رویم؟ آیا هیچ از خود پرسیده ایم؟

حکایت  الاغ نادان

حکایت

الاغ نادان

نمک فروشی هر روز، برای رساندن نمک هایش به بازارآنها را بار الاغش می کرد.در مسیر راه ،الاغ باید از  روی نهر آبی عبور می کرد. یک روز در حین عبور از نهر،پای الاغ لغزید و الاغ و کیسه نمک بدرون آب افتادند.نمک در آب حل شد و وزن کیسه خیلی سبک شد.الاغ از این وضعیت خیلی خوشحال شد.

از آن به بعد،الاغ شروع به بکار بردن این حیله کرد.نمک فروش تصمیم گرفت که دلیل سبک شدن کیسه نمک را پیدا کند.بعد از اینکه او متوجه شد الاغ عمدا خودش را بدرون آب می اندازد تصمیم گرفت درسی به الاغ بدهد.

روز بعد نمک فروش یک کیسه پنبه بار الاغ کرد. الاغ که نمی دانست بارش عوض شده،وقتی که به نهر آب رسید،مجددا کلک قبلی خود را انجام داد ،به این امید که بارش سبک تر شود.

اما پنبه رطوبت گرفته خیلی سنگین شد و الاغ را خیلی اذیت می کرد.الاغ درسی گرفت.عاقبت کلک زدن را رها کرد و نمک فروش هم از این موضوع خیلی خوشحال بود.

نکته:

"شانس همواره طرف شما نیست."

حکایت

حکایت

بوقلمونی داشت با یک گاو گپ می زد.

بوقلمون آهی کشید و گفت: " من دوست دارم این توانایی را می داشتم تا به بالای آن درخت بروم.اما من انرژی لازم را ندارم."

گاو گفت: " خب،چرا مقداری از این تپاله های من را نمی خوری؟ اینها پر از انرژی است."

بوقلمون به توده تپاله گاو نوک زد و دید که خیلی خوشمزه و انرژی زا هستند. بعد از خوردن مقداری تپاله او توانست تا نوک پایین ترین شاخه درخت بپرد.

روز دوم و بعد از خوردن مقدار بیشتری تپاله،او توانست تا شاخه دوم برسد.عاقبت ،و بعد از چهار شب،بوقلمون با افتخار به تاج درخت رسید.اما  او بیدرنگ توسط یک کشاورز دیده شد و کشاورز با تفنگش او را زد.

نکته:

تپاله گاو ممکن است شما را به بالا برساند،اما شما را در آنجا حفظ نخواهد کرد.

با خوردن تخم مرغ انرژی بیشتری خواهید داشت.

با خوردن تخم مرغ انرژی بیشتری خواهید داشت.

فقط یک تخم مرغ،حاوی حدود 15% نیازهای ویتامین B2 است که به ریبوفلاوین معروف است.این ویتامین یکی از هشت ویتامین B است که همگی آنها به بدن کمک می کنند تا غذا را به سوخت تبدیل کند ،که نتیجه آنها تولید انرژی است.تخم مرغ ها یکی از 25 ماده غذایی بسیار مفید برای بدن هستند .  

روز حسابدار

15 آذر روز حسابدار است. ضمن تبریک روز حسابدار،یک طنز در مورد حسابدارها بخوانید:

طنز در مورد حسابداران:

سه مهندس و سه حسابدار با قطار به کنفرانسی می رفتند.در ایستگاه،هر کدام از حسابدارها،یک بلیط خریدند و دیدند که مهندس ها،فقط یک بلیط خریدند.

یکی از حسابدارها پرسید:

-       چطور،سه تا آدم میخواهند با یک بلیط سفر کنند؟

یکی از مهندس ها جواب داد:

-       صبر کن و تماشا کن.

سه تا حسابدار،هر کدام صندلی مخصوص شان را گرفتند و نشستند،اما آن سه مهندس وارد یک دستشویی قطار شدند و در آن را بستند.

قطار حرکت کرد و متصدی قطار مشغول جمع آوری بلیط ها شد.وقتی دید که درب دستشویی بسته است؛در زد و گفت:

-       بلیط ،لطفا!

در اندکی باز شد و یک دست،بیرون آمد و بلیطی را تقدیم کرد.متصدی قطار بلیط را گرفت و تشکر کرد و رفت.

حسابدارها این صحنه را دیدند و با خودشان گفتند که این ایده هوشمندانه ای است.در نتیجه بعد از اتمام کنفرانس،آنها تصمیم گرفتند که همان کلک مهندس ها را کپی کنند و اینطوری مقداری پول هم صرفه جویی کنند.

وقتی که وارد ایستگاه شدند،آنها فقط یک بلیط برای برگشت،خریداری کردند.با شگفتی آنها دیدند که مهندس ها،اصلا هیچ بلیطی خریداری نکردند.

یکی از حسابداران،از مهندسین سوال کرد:

_" چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟"

آن مهندس پاسخ داد:

-" صبر کن و تماشا کن."

وقتی که همگی وارد قطار شدند،حسابدارها با عجله وارد دستشویی شدند و مهندس ها هم داخل دستشویی دیگر شدند.

قطار حرکت کرد.اندکی بعد ،یکی از مهندسین از دستشویی بیرون آمد و به سمت دستشویی که حسابدارها داخلش بودند رفت. در زد و گفت:

-" لطفا بلیط!"

یکی از حسابدارها،دستش را بیرون آورد و بلیط را به مهندس داد.او مجددا به دستشویی خودش برگشت. وقتی متصدی قطار آمد،مهندس ها بلیط شان را دادند ،ولی حسابدارها!!!

روز حسابدار

روز 15 آذر،روز حسابدار است. این روز را به همه حسابداران خوب،تبریک می گویم.

چند طنز و شوخی بمناسبت روز حسابدار:

1)

چرا حسابدارها،رمان نمی خوانند؟

زیرا تنها عددی که در کتابهای رمان وجود داره،شماره صفحه هاست.

2)

توی قهوه خانه مردی نشسته بود و به مرد کنارش گفت:

-       دوست داری یک جوک در مورد حسابدارها برایت تعریف کنم؟

مرد کناری گفت:

-       میدونی که قد من 190 سانته و 110 کیلو وزن دارم و حسابدارم. و اینی که کنارم نشسته هم 189 سانت قدشه و 123 کیلو هم وزنشه. حالا دوست داری جوک تعریف کنی؟

مرد اولی پاسخ داد:

نه! دوست ندارم جوکو دوبار تعریف کنم.

صعود به قله شوران

صعود به قله شوران

جمعه 10/9/1396 با گروه هیرکان به قله شوران صعود کردیم. قله شوران،در شمال روستای دهملای شاهرود قرار دارد. حدود کمتر از یک کیلومتر مسیر خاکی بود و فاصله از جاده شاهرود-دامغان هم 3-4 کیلومتر بیشتر نبود.

صبح ساعت 5/6 از شاهرود با دو ماشین سواری(11 نفر بودیم)حرکت کردیم و نیمساعت بعد مشغول صعود به قله بود.

در پای قله یک چشمه آب خنک(که البته در این فصل نوبر نیست!)و یک خانه که متعلق به گوسفنداران منطقه است،وجود داشت. بر خلاف نام قله ،هیچ آثار شوری مشاهده نمی شد. آب چشمه شیرین بود ،خاک شور نبود و گیاهانی هم که روییده بودند،گیاهان شورپسند نبودند.

شیب قله بسیار تند و در بخش هایی از مسیر سنگلاخی بود.

قبل از ما،و به فاصله 10 دقیقه یک گروه پنج نفری،عازم قله بودند. در کمرکش قله توقف کردیم تا صبحانه مختصری بخوریم،آن 5 نفر هم در فاصله 200 متری ما،صبحانه می خوردند.

مجددا حرکت کردیم و در حالی که دو سوم مسیر را طی کرده بودیم،صدای دو تیر شنیده شد و لحظاتی بعد یک گله آهو سراسیمه از پشت سر ما،در مسیر دامنه قله فرار می کردند.واقعا جای افسوس دارد. گمان ما بر این بود که کار همان پنج نفر جلویی است.

مسیر برگشت،بدلیل شیب تند ،برای خانمها سخت تر بود. و نزدیکی های غروب به همان چشمه پای قله رسیدیم. و نهار را در آنجا خوردیم. باد سردی می آمد.

موقع برگشت ماشین محیط زیست شاهرود با سه نیرو،در جاده منتظر بود. چراغ دادند و توقف کردیم. در مورد تیراندازی سوال می کردند و البته با وجود اینکه با دیدن همراهان نمی خواستند،ماشین را بازرسی کنند،ما خود اصرار کردیم تا بازرسی انجام شود.

امیدوارم روزی برسد که شکار  این آهوان زیبا،منسوخ شود و همه ما از دیدن آنها در محیط طبیعی لذت ببریم.در آن صورت آنها وقتی ما را ببینند،اینقدر سراسیمه فرار نخواهند کرد و ما و آنها به حق حیات همدیگر احترام خواهیم گذاشت.

کارآفرینی اجتماعی:تعاریف و محدوده آن

کارآفرینی اجتماعی:تعاریف و محدوده آن

February 2012

Samer Abu-Saifan

هنگامی که اجتماع دارای وقفه است و دارای فرصتی برای درک فرصت جدیدی است،به کارآفرینانی نیاز دارد که این فرصت را ببینند و آن دیدگاه را به یک ایده واقع گرایانه تبدیل کنند و سپس آن را به واقعیت تبدیل کنند و مجددا الگوهای جدیدی در سرتاسر اجتماع بوجود آورند.ما به چنان راهبران کارآفرینی نیاز داریم که به تعداد زیاد در حوزه های آموزش و حقوق انسانی و همچنین در حوزه های ارتباطات اقدام کنند.این، کار کارآفرینان اجتماعی است.

Bill Drayton موسس Ashoka

چکیده:

در حالی که ممکن است افراد بدلیل مشارکت شان در بهبود رفاه جوامع ؛در جامعه بعنوان کارآفرین اجتماعی شناخته شوند،زمینه کارآفرینی اجتماعی در تلاش است تا مشروعیت آکادمیک کسب نماید. کارآفرینی اجتماعی ،لفظی است که در جستجوی تعریف مناسبی می باشد.به نظر می رسد که کاربرد کنونی این لفظ ،مبهم و بی حد و مرز است؛و نیازمند تعیین حد و مرزهای عملکردی می باشد.نبود یک تعریف متعارف،از تحقیق جلوگیری می کند و سوالات مربوط به اینکه فعالیت اجتماعی یا انتفاعی چه فعالیتهایی هستند را در طیف کارآفرینی اجتماعی درگیر می کند.کارآفرینی اجتماعی برای تبدیل شدن به یک جریان مهم در مباحث و ادبیات کارآفرینی،نیازمند یک تعریف مناسب است و نیازمند یک چارچوب تئوریکی می باشد تا آن را به تئوریهای کارآفرینی مرتبط سازد.

این مقاله بر مبنای ادبیاتی قرار گرفته تا کارآفرینی اجتماعی را تعریف کند،محدودیتهای فعالیتهای اجتماع محور و موقعیت کارآفرین اجتماعی را در طیف کارآفرینی  مورد بحث قرار دهد .

مقدمه:

اغلب اقتصاددانان و آکادمیسین ها از این اندیشه که کارآفرینی یک عامل بسیار مهم و تعیین کننده در توسعه و رفاه جوامع است،حمایت می کنند. خواه فعالیتهای کارآفرینانه در اقتصادهای عامل- محور، کارایی- محور و یا نوآور- محور باشد(پورتر و همکاران،2002) ، نتایج نهایی به:

i)                   کاهش نرخ بیکاری

ii)                 افزایش گرایش به پذیرش نوآوری

iii)               تسریع تغییرات ساختاری در اقتصاد

منجر می شود. کارآفرینی ،رقابت جدیدی را عرضه می کند، و به همین منظور بهره وری و سلامت کیفیت رقابتی اقتصاد را ترفیع می بخشد(UNCTAD, 2004).کارآفرینی اجتماعی زمینه ای است که کارآفرینان، فعالیتهایشان را طوری سازمان می دهند که مستقیما با هدف غایی ایجاد ارزش اجتماعی همسو باشند. برای انجام چنین کاری،آنها اغلب با قصد سود کم و یا هیچ منفعت شخصی ،اقدام می کنند. یک کارآفرین اجتماعی " علاقه و اشتیاق یک ماموریت اجتماعی را با شکلی از نظم و ترتیب سیستماتیک ،نوآوری،و عزم متعارف مرتبط با آن؛مثل پیشگامان فناوری مدرن سیلیکون والی؛ پیوند می زند". (Dees, 1998)  کاربرد واژه کارآفرینی اجتماعی در حال رایج تر شدن است. اگرچه هنوز آشفتگی و ابهام پایدار و قابل ملاحظه ای در مورد اینکه واقعا کارآفرینی اجتماعی چیست و چه می کند؛وجود دارد. واژه کارآفرینی اجتماعی به وضوح تعریف نشده است(بارندسن و گاردنر،2004؛ ویراواردنا و مورت،2006)، این واژه قطعه قطعه شده، و دارای چارچوب منسجم تئوریکی نیست(ویراواردنا و مورت،2006). عدم وجود توافق بر روی یک موضوع پژوهشی معمولا منجر به این می شود که محققان مستقلا بر روی آن کار کنند و کار دیگران را خراب کنند،بنابراین دانش این حوزه، حالت تجمعی به خود نمی گیرد (برایات و جولین،2006).

نیاز به یک تعریف بهتر از کارآفرینی اجتماعی وجود دارد. چه تفاوتی مابین کارآفرینان اجتماعی و دیگر کارآفرینان وجود دارد؟چه تفاوتی مابین کارآفرینان اجتماعی و مدیران موسسات کمک دهنده وجود دارد؟ کارآفرینی اجتماعی از چه چیزهایی ترکیب یافته و چه چیزهایی شامل آن نمی شود؟

در این مقاله،ابتدا مروری بر بعضی مباحث نوشتاری در خصوص تعریف کارآفرینی می کنیم و سپس یک تعریف واضح و مختصر از کارآفرینی اجتماعی ارائه می دهیم. بعد،خصوصیات منحصر به فرد کارآفرینی اجتماعی را شناسایی می کنیم وبه خطوط مرزی کارآفرینی اجتماعی اشاره می کنیم.

ویژگیهای کارآفرینی

کارآفرینی اجتماعی نیازمند این است که به شیوه ای تعریف شود که با آنچه که در مورد کارآفرینی شناخته می شود،سازگار باشد. دراین بخش ،خصوصیات کارآفرین را مشخص می کنیم.

بر اساس ادبیات مدیریت کسب و کار،کارآفرینی یک مجموعه استثنایی از فعالیتهای انجام شده بوسیله افرادی با روش و رفتار استثنایی بمنظور کسب حداکثر سود است.بنابراین،این فرآیند بطور نزدیکی با موفقیت گره خورده است. ما " رفتار و روش استثنایی" را بعنوان یک عبارت گسترده تر برای فشرده سازی ویژگیهایی که فعالیتهای کارآفرینانه افراد را شکل می دهد، بکار می گیریم (جدول شماره 1). ادبیات کسب و کار مابین کارآفرینان و فعالین کسب و کار با بیان عباراتی از قبیل : کارآفرینان "نیازها را بوجود می آورند" ؛در حالی که فعالین کسب و کار" نیازها را برآورده می کنند" ؛تمایز قائل می شود (گزارش جهانی 2010:دیده بان کارآفرینی جهانی،2011). کارآفرینان ،خیال پردازانی هستند که دنیا را متفاوت می بینند و آینده را بهتر از دیگران،در رویا می بینند. آنها فرصت ها را  درک می کنند که در غیر آن صورت مکشوف ناشده باقی خواهند ماند. آنها ریسک ها را،بطور متفاوت از دیگران ، درک می کنند و می پذیرند. جدول شماره 1 ویژگیهای اساسی کارآفرینان را به عنوان خلاصه و چکیده ای از تعاریف جزیی یا کامل در ادبیات ، بر روی ایجاد سرمایه گذاری، بهره برداری از فرصت، و حداکثر نمودن سود نشان می دهد. این ویژگیها،دیدگاه اقتصادی یک کارآفرین را بعنوان یک فرد با روش و رفتار استثنایی نشان می دهد؛ افرادی با چنان روش و رفتاری که بعنوان کلید رشد حداکثری سرمایه گذاری مخاطره آمیز و موفقیت اقتصادی دیده می شوند.

جدول شماره 1. هم سنجی تعاریف و ویژگیهای اساسی عبارات "کارآفرین" و "کارآفرینی"

منبع

تعریف

ویژگیهای اساسی

شومپیتر (1934)

یک کارآفرین ،فرد نوآوری است که تغییر کارآفرینانه را در درون بازارها انجام می دهد، تغییرات کارآفرینانه دارای پنج جلوه هستند:

1)معرفی یک کالای جدید/اصلاح شده؛2)معرفی یک روش جدید تولید،3)گشایش یک بازار جدید،4) بهره برداری از یک منبع جدید تامین،5) انجام ساختار و سازمان جدید در هر صنعت

  • نوآور

مک کله لند

McClelland

(1961)

کارآفرین فردی است که نیاز به موفقیت در او بالا است. این نیاز به موفقیت،مستقیما با فرآیند کارآفرینی مرتبط می باشد. کارآفرین فردی با پذیرش ریسک های معتدل پرتکاپو  می باشد.

  • موفقیت بالا
  • ریسک پذیر
  • مشتاق و علاقمند

کارزنر

Kirzner

(1978)

کارآفرین فرصتهای بازار را شناسایی و بر اساس آنها عمل می کند. کارآفرین،اساساً بدنبال منفعت می باشد.

  • منفعت طلب

شاپیرو

Shapero

(1975)

کارآفرینان بلند همت و پیش قدم هستند،غالبا سازوکارهای اجتماعی و اقتصادی را سازماندهی می کنند و ریسک های شکست را می پذیرند.

  • سازمانده
  • مبتکر و پیشقدم

 

کارلند و همکاران

Carland  et al.

(1984)

کارآفرین عمدتا با رفتار نوآورانه قابل توصیف است و شیوه های مدیریت استراتژیک را در کسب و کار اعمال می کند.

  • تفکر استراتژیک

کائو و استیونسون

Kao and Stevenson

(1985)

کارآفرینی تلاشی برای ایجاد ارزش از طریق شناخت فرصتهای کسب و کار است.

  • ارزش آفرین
  • بدنبال فرصت

تیمونز و اسپینللی Timmons and Spinelli

(2008)

کارآفرینی روشی برای تفکر، استدلال،و عمل بر روی فرصتها، رویکرد کل نگری و تعادل در رهبری است.

  • رهبری
  • کل نگری
  • سرسخت و مصر
  • متعهد

 

ویژگیهای کارآفرینی اجتماعی

هر چند کاربرد واژه کارآفرینی اجتماعی به سرعت در حال رشد است،ولی زمینه کارآفرینی اجتماعی  دارای نقصان سختی است و در مقایسه با زمینه گسترده تر کارآفرینی،در دوران طفولیت خود به سر می برد. گزارشات موفقیت افرادی که مشکلات پیچیده اجتماعی را حل می کنند ،برای مشروعیت بخشی به مبحث کارآفرینی اجتماعی مورد استفاده قرار می گیرد.مثلاً در سال 2004،دانشگاه استانفورد، یک آزمایشگاه اجتماعی اینترنتی را به عنوان بخشی از طراحی کارآفرینانه جهت دوره نهایی احراز شایستگی در مدیریت مالی راه اندازی کرده، که استفاده از اصول کارآفرینی را برای حل مشکلات اجتماعی و زیست محیطی،ترویج می کند. مثالهای زیاد دیگری از قبیل Ashoka ،OneWorld Health، بنیاد Skoll، و بنیاد Schwab برای کارآفرینی اجتماعی قابل ذکر هستند. هر چند که این زمینه،بطور نامطمئنی پدیده محور(مایر و مارتی،2005) می باشد و هنگامی که با محیط هایی که کاربرد بزرگتری برای آنها مشاهده می شود،مقایسه  شوند،دچار نقصان است. به عنوان شاهدی بر این مدعا، بر اساس تئوری و دانش کارآفرینی، هنوز دانش پژوهان و محققان به کارآفرینی اجتماعی مرتبط می شوند.

علایق و دلبستگی ها در کارآفرینان اجتماعی،ناشی از نقش آنها در نظارت و اداره مشکلات حاد اجتماعی و فداکاری  آنها در بهبود رفاه اجتماعی که از خود نشان می دهند، می باشد( زهرا و همکاران، 2008). اغلب ،عامه مردم به کارآفرینان اجتماعی احترام زیادی قائل می شوند،زیرا آنها نیازهای اجتماعی زیادی را برآورده می کنند و کیفیت زندگی را در جوامعی که بر آن تاثیر می گذارند، بهبود می بخشند.

جدول شماره 2. تعاریف هم سنجی و ویژگیهای اساسی از مفاهیم "کارآفرین اجتماعی" و "کارآفرینی اجتماعی"

ماخذ

تعریف

ویژگیهای اساسی

بارن استین

(Bornstein)

(1998)

کارآفرین اجتماعی، یک راه میانبر با ایده جدید نیرومندی است که دیدگاه رویاگرایانه را با خلاقیت حل مشکلات دنیای واقعی ترکیب می کند، دارای باورهای اخلاقی قوی می باشد، و کلاً دارای دیدگاهی برای تغییر می باشد.

  • رهبر دارای رسالت
  • سرسخت و مصر

 

تامپسون و همکاران

(Thompson et al.)

(2000)

کارآفرینان اجتماعی افرادی هستند که فرصتی را برای خرسند کردن افرادی که دارای نیاز برآورد نشده ای هستند و نظام رفاهی دولت آن را تامین نکرده و یا نمی تواند تامین کند،شناسایی می کنند و منابع لازم را با همدیگر گرد می آورند(عموماً مردم،اغلب داوطلبان،پول، و دارایی)  و اینها را برای " ایجاد یک تفاوت" مورد استفاده قرار می دهند.

  • روحیه هیجانی
  • خالق ارزش اجتماعی

دییس

Dees

(1998)

کارآفرینان اجتماعی، برای تغییر عوامل در بخش اجتماعی بوسیله موارد ذیل ایفای نقش می کنند:

  • تطبیق یک ماموریت برای خلق و تقویت ارزش اجتماعی
  • تشخیص و تعقیب جدی فرصتهای جدید برای خدمت به آن ماموریت؛
  • درگیر شدن در فرآیند مداومی از نوآوری، انطباق، و یادگیری؛
  • انجام عمل جسورانه بدون توجه به کمبود منابع در اختیار
  • ابراز احساس شدید برای جوابگویی به موکلان طرف خدمت برای ایجاد نتایج.
  • عامل تغییر
  • مسئولیت بالا
  • تعهد
  • هوشیاری اجتماعی
 

برینکرهاف

Brinckerhoff

(2009)

یک کارآفرین اجتماعی فردی است که ریسک های معقولی از طرفی مردمانی که سازمان به آنها خدمت می کند،برمی دارد. 

  • رهبر عقیدتی

لیدبیتر

Leadbeater

(1997)

کارآفرینان اجتماعی،افرادی کارآفرین،نوآور و ترانسفورماتورند و همچنین رهبر،داستان سرا،مدیر مردمی،فرصت یاب الهامی، و برقرارکننده اتحاد هستند. آنها یک مشکل اجتماعی را شناسایی می کنند و برای ایجاد تغییر اجتماعی، یک سرمایه گذاری  را سازماندهی،ایجاد و مدیریت می کنند.

  • مدیر
  • رهبر

زهرا و همکاران

Zahra et al.

(2008)

کارآفرینی اجتماعی شامل فعالیت ها و فرآیندهای تعهد شده ای برای کشف،تعریف، و بهره برداری از فرصت ها بمنظور کمک و ارتقای ثروت اجتماعی بوسیله ایجاد بنگاه های جدید اقتصادی یا مدیریت سازمانهای موجود ،به روشی نوآورانه می باشد.

  • نوآور
  • پیشقدم و مبتکر
  • مراقب فرصت ها

آشوکا

Ashoka
(2012)

کارآفرینان اجتماعی افرادی با راه حلهای نوآورانه برای مشکلاتی هستند که بیشترین فشار را بر اجتماع وارد می کنند. آنها همزمان رویاپرداز و در نهایت، واقع بین هستند، و بالاتر از هرچیز، به پیاده سازی و اجرای دیدگاه های خود اهمیت می دهند.

  • رویاگرا
  • متعهد

 

وقتی که تعاریف و ویژگیهای کارآفرینان(جدول شماره 1) با تعاریف و ویژگیهای کارآفرینان اجتماعی (جدول شماره 2)مقایسه می شود،مشاهده می کنیم که هنر نهایی هر کارآفرینی،ایجاد ثروت اقتصادی است،در حالی که تقدم  کارآفرینان اجتماعی،تکمیل و انجام ماموریت اجتماعی آنان است. کارآفرینان اجتماعی،استراتژیهای ایجاد کسب و کارشان را طوری طراحی می کنند که مستقیماً به ارزش اجتماعی هدایت شود.

تعریف کارآفرینی اجتماعی

در این بخش،تعاریف ارائه شده در جدول شماره 2 را به تفصیل شرح می دهیم و یک تعریف را پیشنهاد می کنیم که عوامل کلیدی حیاتی کارآفرینی اجتماعی را در خود داشته باشد.امیدواریم که این تعریف،ابهامات پایدار قابل مشاهده را در این زمینه کاهش دهد،قلمرو مرتبط با تحقیق را شناسایی کند و پیشرفت کارآفرینی اجتماعی را به عنوان یک حوزه مشروع تحقیق آکادمیک،تسریع بخشد. ما تعریف ذیل را پیشنهاد می کنیم:

-         کارآفرین اجتماعی ،فردی ماموریت گرا است که مجموعه ای از رفتارهای کارآفرینانه را برای رسیدن به یک ارزش اجتماعی برای کسانی که کمتر از آن بهره مند می شوند و تماماً از طریق بنگاهِ کارآفرین محورِ دارای استقلالِ مالی،خوداتکا یا پایدار دنبال می کند .

این تعریف چهار فاکتور را  در خود دارد که کارآفرینی اجتماعی را از دیگر شکل های کارآفرینی ،متمایز می کنند.کارآفرینان اجتماعی:

  1. ماموریت گرا هستند.آنها متعهد به انجام خدمت به ماموریت شان برای نجات و تحویل دادن یک ارزش اجتماعی به محرومان از آن ارزش هستند.
  2. عمل کارآفرینانه از طریق ترکیب ویژگیهایی که آنها را از دیگر انواع کارآفرینان متمایز می کند.(جدول شماره 3)
  3. عمل در درون سازمانهای کارآفرین محورکه دارای فرهنگ قوی نوآوری و آزادی هستند.
  4. عمل در درون سازمانهای دارای استقلال اقتصادی، که بر اساس استراتژیهای درآمد بدست آمده،برنامه ریزی و اداره می شوند.هدف این است که ارزش اجتماعی خواسته شده،کسب شود؛در حالی که بودجه باقی مانده برای خوداتکایی بنگاه کفایت کند. این امر با آمیخته شدن فعالیتهای اجتماعی و سود محور برای رسیدن به خوداتکایی، کاهش اتکا بر هدایا و کمک های دولتی،و افزایش پتانسیل توسعه عرضه ارزش اجتماعی هدف گذاری شده، بدست می آید(Bacq et al., 2011).

جدول شماره 3 ،ویژگیهای منحصر به فرد کارآفرینان اجتماعی و کارآفرینان سودمحور را که در جداول 1 و 2 ارائه شده بود ،خلاصه کرده است و ویژگیهایی را که احتمالا هر در دو نوع از کارآفرینان ممکن است یافت شود را مشخص کرده ایم.

جدول شماره 3. ویژگیهای منحصر به فرد و متعارف کارآفرینان سودمحور و کارآفرینان اجتماعی

ویژگیهای منحصر به فرد کارآفرین سودمحور

ویژگیهای متعارف هر دو نوع کارآفرین

ویژگیهای منحصر به فرد کارآفرین اجتماعی

  • موفقیت بالا
  • ریسک پذیر
  • سازمانده
  • تفکر استراتژیکی
  • خالق ارزش
  • کل نگر
  • منفعت طلب
 
  • نوآور
  • علاقمند
  • پیشقدم و مبتکر
  • رهبر
  • به دنبال فرصت
  • مقاوم و سرسخت
  • متعهد
 
  • رهبر خدمت
  • روحیه هیجانی
  • عامل تغییر
  • رهبر عقیدتی
  • خالق ارزش اجتماعی
  • مراقب اجتماعی
  • مدیر
  • رویاگرا
  • پاسخگویی بالا

 

خطوط مرزی کارآفرینی اجتماعی

در این بخش، تشخیص بین کارآفرینی اجتماعی و بنگاههای ماموریت گرا و بنگاه های غیرکارآفرین را مطرح می کنیم.

همانطور که در مطالب فوق بیان شد،لفظ کارآفرینی اجتماعی،در حال مشهور شدن می باشد و در حال جذب نمودن منابع بیشتری است. کارآفرینی اجتماعی،مکرراً در رسانه ها مشاهده می شود، توسط مقامات دولتی مورد استفاده قرار می گیرد،و توسط دانشگاهیان به آن ارجاع و اشاره می شود. این امر تا یک اندازاه ای به دلیل حمایت هایی است که شبکه پیچیده سازمانها از کارآفرینان اجتماعی بخاطر کار و مشارکت شان در اجتماع از آنها به عمل می آورند(داسین و همکاران،2011). بهرحال،فقدان وفاق جمعی بر روی تعریف کارآفرینی اجتماعی،بدان معناست که دیگر نظام ها وانواع کارآفرینی دچار اغتشاش و گیجی ناشی از تعریف ناروشن کارآفرینی اجتماعی گردند.

افراد خیّر،فعالین اجتماعی و دیگر افرادی که شغل جامعه محوری دارند،بعنوان کارآفرین اجتماعی مورد اشاره هستند.مهم است که یک مجموعه عملکردی را برای کارآفرینان اجتماعی برقرار کنیم که متمایز با سایر فعالیتهای جامعه محور باشد و محدوده مرزی که کارآفرینان اجتماعی در درون آن فعالیت می کنند را مشخص کنیم. بر اساس نظر " مرکز Skoll برای کارآفرینی اجتماعی" تعریف کارآفرینی اجتماعی نباید به افراد خیّر،فعالین و شرکتهایی با شالوده خیریه یا سازمانهایی که عهده دار فعالیت اجتماعی هستند،بسط یابد.

برای افزودن بر تعریف پیشنهادی ما از کارآفرینی اجتماعی،پیشنهاد می کنیم که خطوط مرزی درخور موقعیت کارآفرینان اجتماعی را بین طیفهای کارآفرینی مد نظر قرار دهیم. همانطور که در شکل 1، توضیح داده شده ،کارآفرینان اجتماعی در درون محدوده ای شامل دو استراتژی کسب و کار عمل می کنند:

  1. 1.    استراتژی غیر انتفاعی با کسب درآمد

یک بنگاه اجتماعی ترکیبی از فعالیت کارآفرینانه تجاری و اجتماعی را برای رسیدن به خوداتکایی اجرا می کند. در این سناریو،کارآفرین اجتماعی در سازمانی فعالیت می کند که دارای تولید سود و عایدی تجاری و اجتماعی است و فقط برای بهبود بعدی و بیشتر عرضه ارزش اجتماعی مورد استفاده است.

  1. 2.    استراتژی ماموریت محور همراه با کسب سود  

یک کسب و کار جامعه محور،فعالیتهای کارآفرینانه تجاری و اجتماعی را بطور همزمان،برای رسیدن به پایداری انجام می دهد.در این سناریو، کارآفرین اجتماعی در سازمانی کار می کند که هم تجاری و هم اجتماعی است.سازمان از لحاظ مالی دارای استقلال است و موسسین و سرمایه گذاران آن،می توانند از سود شخصی برخوردار شوند.

مثال:

ماکروسافت،اپل،وسایل آرایشی مری کی، Ben&Jerry's

مثال:

Drip Tech

Revolution Foods

Grameen Bank

SEKEM

مثال:

Proximity Designs

Ashoka

Goodwill

Housing works

مثال:

Sickkids Foundation

The Salvation Army

Canadian cancer Society

Heart&Stroke Foundation

شکل 1.  حدود مرزی کارآفرینی اجتماعی در طیف مصور کارآفرینی

نتیجه گیری:

کارآفرینی اجتماعی ،اخیراً به عنوان یک زمینه پژوهش دانشگاهی مطرح شده،اما فقدان یک تعریف متعارف از کارآفرین اجتماعی ،مانعی برای پژوهش در این زمینه می باشد. در این مقاله،ما مباحثی را که کارآفرینی سود محور و کارآفرینی اجتماعی را تعریف کرده بودند را به منظور استخراج ویژگی های اساسی هر کدام،مورد بررسی قرار دادیم.سپس تعریفی از کارآفرینی اجتماعی را همراه با توضیح بیان نمودیم و قلمرو مرزی پژوهش در این زمینه را مطرح کردیم.

کارآفرینی اجتماعی در سطوح عملی دارای رشد قابل توجهی می باشد، اما در سطح تئوریکی این طور نیست.تحقیقات آینده باید بر روی زنجیره کارآفرینی اجتماعی به عنوان یک رشته علمی جدید و زمینه تئوری کارآفرینی، تمرکز کند . همچنین باید محققان توجه خود را بر معرفی سوالات پژوهشی جدید که در حوزه های مختلف معنادار هستند و برای کارآفرینی اجتماعی هم جالب می باشند ؛مانند نوآوری اجتماعی و مدیریت سازمانهای غیرانتفاعی، متمرکز کنند.

چگونه می توانم وظیفه ام را انجام دهم؟

چگونه می توانم وظیفه ام را انجام دهم؟

اگر گام های ذیل را دنبال کنید،شما می توانید شغل خوبی انتخاب کنید و از اشتباه جلوگیری کنید:

  1. خودتان را ارزیابی کنید.
  2. لیستی از مشاغل را برای بررسی تهیه کنید.
  3. بررسیهای خود را در مورد لیست انجام دهید.
  4. لیست کوتاه شده و فشرده ای تهیه کنید.
  5. اطلاعات مصاحبه ها را بررسی کنید.
  6. حرفه خود را انتخاب کنید.
  7. اهداف خود را شناسایی کنید.
  8. یک نقشه راه شغلی را بنویسید.