تکنولوژی باران مصنوعی، یک فرصت یا یک تهدید

♟️تکنولوژی باران مصنوعی؛
یک فرصت یا یک تهدید
🌾🌾🌾
در سال ۱۹۴۶ دو دانشمند به نام وینسنت شفر و ایروینگ لانگمویر، نظریه باروری ابرها را ارائه کردند و بعدا در شرایط ازمایشگاهی، موفق به تولید باران شدند.
ابری که در بالای آسمان و محدوده تروپوسفر جو است، ممکن است دمای بالایی در حد صفر درجه داشته باشد. در این دما، تراکم بخار آب ابر، کم است و قطره تشکیل نمی گردد. اگر به وسیله ای دمای ابر، پایین آورده شود، تجمع بخار آب، موجب می شود که تراکم آن افزایش و در نتیجه موجب افزایش وزن آن می شود و بر اثر نیروی ثقل به سمت زمین کشیده می شود.
طبعا ابری که در آسمان است و حاوی مقادیر زیادی آب است، در دنیایی که آب بسیاری از مولفه های، رشد ، توسعه و امنیت را تقویت می کند، وادار کردن و تحریک ابر به بارش، وسوسه کننده و منفعت آمیز است. اگر اکنون هزینه های باروری ابرها، اندکی زیاد است، اما، با پیشرفت علم، این امر آسان‌تر و ارزان‌تر و سهل الوصول تر خواهد شد.
کنوانسیون های بین المللی متنوعی در مورد حقوق تالاب ها، رودخانه های مرزی و دریاچه های بین المللی وجود دارد. آب به دلیل مایع بودن ، از مرز مشترک کشورها عبور می کند، دیده می شود و کشوری که مبدا رودخانه است، آن را از خود می داند و کشوری که در جلگه آن رودخانه قرار گرفته، در پیرامون آن رودخانه، کسب و کار ها، اسکان، کشاورزی و تمدن بوجود آمده و چنانچه کشوری ، راه رودخانه مرزی را بر کشور مقصد ببندد، همه آن رونق و پیشرفت ها از بین خواهد رفت و جنگ آب شکل می گیرد.
به همین دلیل ، کشورها خیلی زود به اهمیت تدوین قوانین بین المللی برای استفاده مشترک از این منابع مشترک دست زده اند.
اما در این میان، ابرها از آسمان می گذرند و مرز، برای آنها بی معنی بوده است و بشری که در زیر این آسمان، عبور ابرها را دیده، کمتر به این نکته اندیشیده است که ابر و آب موجود در آن هم مثل آب جاری رودخانه های مرزی، تالاب ها و دریاچه ها و دریاها، متعلق به همه کشورهایی است که توده آب و هوا، در طی قرون، از آسمان آنها عبور کرده، در جاهایی از این مسیر خود، کم یا زیاد بارش داشته است.
حال اگر در کشوری که در مسیر اولیه این ابرهاست، آنها را با تکنولوژی‌های شناخته شده، وادار به بارش کنند، سهم دیگر مناطق و دیگر کشورها، کم، ناچیز یا هیچ خواهد شد.
کشور ما مبدا ابرهایی که در فلات ایران بارش دارند، نیست. بخش بزرگی از ابرهای باران زای شمال غرب از مدیترانه و ترکیه می آیند و باران های مرکز و‌جنوب کشور هم در ابتدا از آسمان عربستان و امارات می گذرند. اگر این کشورها از تکنولوژی باران مصنوعی استفاده کنند ، که شک بر این است که استفاده می کنند، در آن صورت سهم بارش کشور ما کم خواهد شد و تاثیر منفی آن بر تمدن چند هزار ساله این فلات، فاجعه بار خواهد بود.
اگر نمی خواهیم کشور ما در چند سال آینده، سنگ قبر این تمدن باشکوه شود، باید تلاش کنیم که در معاهدات بین المللی و سازمان ملل، استفاده از تکنولوژی باران مصنوعی، دستکاری در نظام طبیعی آب و هوایی دنیا تلقی شود و کشورها حق نداشته باشند از آن در ابعاد وسیع استفاده کنند.

باران اسیدی

♟️باران اسیدی
🌾🌾🌾
اصطلاح باران اسیدی، اولین بار توسط/یک شیمیدان انگلیسی به نام وایت اگوس اسمیت در سال ۱۸۵۲ استفاده شد، اما پایش آن صد سال طول کشید و در سال ۱۹۵۲ امکان اندازه گیری آن میسر شد.
باران اسیدی نتیجه مستقیم انقلاب صنعتی است. البته در اطراف آتشفشان‌ها و تا حدی در آسمان جنگل‌های استوایی هم ممکن است شرایط ایجاد باران اسیدی فراهم شود.
اگر در محدوده ابرهای آسمان، اسید گوگرد، سولفات ها، سولفیت ها و یا نیترات‌ها وجود داشته باشد، باران اسیدی شکل خواهد گرفت.
باران اسیدی نتیجه مستقیم سوختن سوخت‌های فسیلی در نیروگاههای برق، دود خروجی اگزوز ماشین ها ، دودکش کارخانجات و یا دود بخاری‌های خانگی است.
اگر PH باران کمتر از ۶.۵باشد، این باران اسیدی است.
اروپای شرقی و کشورهای اسکاندیناوی بیشتر در معرض باران اسیدی هستند و در شرق آسیا، این وضعیت برای تایوان و چین وجود دارد.
اولین بار که باران اسیدی جنجال به پا کرد، مردن ماهی های دریاچه های آب شیرین سوئد، نروژ و فنلاند بود. در آن موقع ، دلیل آن را فعالیت‌های آتشفشانی و آلودگی‌های نفتی دانستند. اما بررسی‌ها نشان داد که دود کارخانجات منچستر و لیورپول که در آنها دودکشهای بسیار بلندی نصب کرده بودند تا هوای شهرهای صنعتی انگلستان، آلوده نباشد، توسط جریان بادها، به شرق اروپا و کشورهای اسکاندیناوی رفته و در آنجا سبب بارش بارانهای اسیدی شده است.
پس از آن، معاهداتی تنظیم شد تا کارخانجات با نصب فیلتر، اصلاح تکنولوژی کارخانه و افزایش کیفیت تصفیه سوخت‌های فسیلی، اثرات باران اسیدی را کم کنند.

حرفی و سخنی

‍ ♟️حرفی و سخنی
🌾🌾🌾
الکساندر دوما در کتاب کنت مونت کریستو یک جمله ای دارد که عمیق و ارزشمند است. او درباره ارزش زندگی می نویسد ؛
"تنها کسی که بیشترین درجه ی بدبختی را شناخته باشد می تواند بیشترین درجه خوشبختی را نیز درک کند.
انسان باید در حال مرگ باشد تا بداند زنده بودن چقدر خوب است."
ارزش بی همتای زندگی را بدانیم.

خشکسالی و عواقب آن

♟خشکسالی و مردمان فقیر:

چند سالی است که در ایران کم، باران می بارد، تحقیقا عامل اصلی آن تغییر اقلیم است.
سعدی در وصف کم بارانی و قحطی می گوید:
چنان آسمان بر زمین شد بخیل
که لب تر نکردند زرع و نخیل
و در وصف عواقب این نباریدن می نویسد:
بخوشید سرچشمه های قدیم
نماند آب جز آب چشم یتیم
نبودی به جز آه بیوه زنی
اگر برشدی دود از روزنی
مرگ و میر ناشی از قحط سالی را در همین بیت آخر می توان دید. اگر از خانه ای دودی بلند می شد؛و‌چه بسیار اجاقها که خاموش مانده بودند؛ همراه با آه بیوه زنان بود.و اگر از آه بیوه زن و اشک چشم یتیم می گوید، به این خاطر است که خشکسالی و قحطی با خود جنگ می آورد و مردان غایب این ابیات سعدی، کشته شدگان جنگهای ناشی از خشکسالی هستند.
اجازه دهید حال بارندگی‌های کم این روزهای فلات ایران را با ذکر مثالی پی گیریم.
اگر هوا سرد باشد و شما با کفش کتانی به خیابان بروید، عامل اثرگذار بر یخ زدگی پای شما فقط سرمای هوا نیست و کفش نامناسب هم به آن اضافه می شود.
و اگر در آن هوای سرد، یکی بیاید و همان کتانی را هم بگیرد و یک جفت دمپایی به اجبار بپوشید ، باز عاملی بر عوامل سردی شما افزوده خواهد شد.
کم بارشی اقلیم ایران که یک ریشه تاریخی و جغرافیایی دارد، با مشکلات تغییر اقلیم و اثرات گرمایش جهانی تشدید شده، و با مدیریت های غلط در امور کشت و کار، افزایش بی رویه سطوح کشت های آبی، کشت فراوان محصولات آب بر، افزایش جمعیت و نیاز فراوان آب شرب انها، حفظ کشت‌های سنتی و عدم گسترش روش‌های آبیاری مدرن، احداث صنایع فراوان آب بر در مرکز ایران و نه در سواحل و دهها مطلب شبیه اینها تکمیل گردیده است.
چرای بی رویه دام در مراتع، سبب شده که پوشش گیاهی آسیب جدی ببیند و باران های گاه و بیگاهی هم که می بارند ، بر زمین بی پوشش گیاهی جاری می شوند و وارد چرخه آب‌های زیرزمینی نمی شوند. و آب های زیرزمینی هم ، سالهاست که با بیلان منفی مواجه هستند و اگر بیست سال پیش ، چاهی در بیست متری به آب می رسیده و آب کشاورزی مزارعی را تامین می کرده، اکنون عمقی بیش از ۲۴۰ متر دارند.
در حماسه گیلگمش، که قدیمی ترین اثر ادبیات جهان است و عمری بیش از چهار هزار سال دارد، گیلگمش در جایی از داستان به انکیدو می گوید:
" دوست من، ما جنگل را به زمین بایر تبدیل کردیم، چگونه به انلیل در نیپور پاسخ دهم؟"

در این ميان ممکن است همسایگان هم به ما آب ندهند، مثل افغانستان که خود موجب تشدید مهاجرت می شود و اگر تغییر اقلیم و خشکسالی در مرکز فلات ایران، سالهاست که کسانی را وادار به مهاجرت کرده، این اقدامات هم اثری تشدید شونده بر مهاجرت دارند.و این مهاجران به کجا می روند؟ آنها عمدتا به شهرهایی می روند که مشکل آب شرب دارند.
و در کنار همه اینها؛ اگر و تاکید می کنم اگر، کشوری چون عربستان و ترکیه با باران مصنوعی، سهم‌باران ما را کم‌کرده باشند، این تشدید اثر مضاعف خواهد داشت.
در تغییر اقلیم در اروپا، در کشورهایی چون اسپانیا و ایتالیا شرایط سخت تری نسبت به کشورهایی که پرباران تر بوده اند، پیدا کرده اند، اما در همه آنها تغییر کاهشی بارندگی و افزایش دما مشهود است.اما در عربستان سه سال پی در پی است که میانگین بارندگی آن، نسبت به بالاترین میانگین چهل سال اخیر هم ۴۰ درصد افزایش داشته است و ممکن است وضعیت تشدید شده خشکسالی ایران به این علت هم باشد که آنها در میانه مشکلات تغییر اقلیم، ابرهای باران زایی را که سهمی از بارش مناطق مرکزی و جنوب ایران در آنهاست، تخلیه می کنند و سهم اندکی به ما می رسد.
امیدوارم به سمتی نرویم که :
نه در کوه سبزی، نه در باغ شخ
ملخ ،بوستان خورد و مردم ملخ.

درفک

♟فرهنگ اقوام
کوه درفک یا دلفک در رودبار ، مامن قصه ها و زندگی هاست.
این شعر هم بخشی از فرهنگ همزیستی در کنار کوه درفک است.
در دامنه کوه بلند درفک
بر شاخه بلوط سرکشیده به فلک
مرغک غریبی لانه کرده است
روز و شبش به ناله می گذرد
آه ، او می نالد از غم من
غم خود را بهانه کرده است.