برادری زمانه
♟ برادری زمانه!!
🌈🌈🌈
معمولا در مواقعی ما از زمانه گلایه داریم.و بعضی وقتها، گلایه هامان زیاد است.
دلیلش خیلی چیزها می تواند باشد. مثلا بر این باوریم که به حق مان نرسیده ایم و آنچه شایسته تلاش یا استعداد ما بوده، برایمان اتفاق نیفتاده، و گاهی مقایسه خود با دوستان نزدیکمان هست که موجب گلایه است. فلان دوست که در فلان زمان ، به درس خوانی من نبود، یا استعداد مرا نداشت و یا... الان در جایگاه بهتری از من است و این موجب گلایه ما از زمانه و روزگار می شود.
همین امروز یک آقایی برایم تعریف می کرد که او و یکی از دوستانش ، سابقه کاری مشابهی داشته اند و هر دو، در یک سال بازنشسته شده اند. ایشان تعریف می کرد که من تصمیم داشتم در بازنشستگی ، همه آن آرزوهایی که داشتم و شرایط کار شیفتی و سخت صنعتی به من اجازه انجام آنها را نمی داد، در بازنشستگی انجام دهم. مثلا می خواستم ماهی حداقل یک بار به ساحل دریا بروم و هر وقت هم که رفته ام در کنار ساحل چند کیلومتر دویده ام.
او می گفت همکار دیگرم که در سالهای آخر کار، با هم از بازنشستگی می گفتیم، یک باغ خریده است و همیشه درگیر شدید کار باغ است و یک روز که با هم به پارک رفتیم، من هفده بار روی بارفیکس، خودم را بالا کشیدم و او یکبار هم موفق به این کار نشد، رنجور، ضعیف و لاغر شده و از می پرسیده چکار کنم که مثل تو باشم . و اضافه کرد و گفت که دوست او در تنهایی بازنشستگی ، در باغش، ابتدا، گاه و گداری و اکنون بطور همیشگی، دمی به تریاک هم می زند و گفته است که این باغ لعنتی و تنهایی ان، باعث شده که من چنین کنم.
من خندیدم و گفتم، البته من هم یک باغ کوچک دارم و کار در آن سبب شده که بعضی جمعه ها، که قبلا به کوه می رفتم، نروم و به درختان و مرغ و جوجه ها برسم. اما در عوض ورزشی را که در آن باغ تجربه می کنم، دست کمی از کوهنوردی ندارد.
گلایه ها، شاید از تصمیمات غلط خودمان هم باشد، ولی چون عادت کرده ایم که نقد تصمیمات و اعمال خودمان را نکنیم، زمین و زمان را خطاب گلایه قرار می دهیم، اگر چه بعضی وقتها، ممکن است زمین و زمان هم، براستی مقصر باشند.هرچند بشر یاد گرفته است که تاثیر تقصیرات زمین و زمان را کم کند.اما آیا توانسته است؟
تغییر اقلیم یکی از آن اتفاقاتی است که بر زندگی انسانهای زیادی، تاثیر شدیدی وارد کرده، اما چون تغییر اقلیم، حداقل کار بشر در طی چند قرن است که با انقلاب صنعتی استارت خورده، لذا چون فرد خاصی را نمی توان گناهکار این موضوع دانست، گلایه کلی از روزگار، می تواند مرهمی بر درد ناشی از تغییر اقلیم باشد.
اگر چه الان آموخته ایم که همین تغییر اقلیم، ناشی از چه اقداماتی است و بشر سعی می کند، آن اقدامات را انجام ندهد.
مثلا آقای دونالد ترامپ که اکنون کاندیدای ریاست جمهوری امریکاست، گفته است من بیابیم ترویج خودروهای الکتریکی را پایان می دهم و از این نظر، او رئیس جمهور خوبی برای اتفاقات تغییر اقلیم نمی تواند باشد، اما در طرف مقابل او آقای بایدن که امیدی به ماندنش نیست و دمکرات های امریکا هستند که در این دو ساله اخیر، مرتب بر آتش جنگ بین روسیه و اوکراین و اسرائیل و غزه، هیزم افزوده اند و جنگ هم یک مخرب بزرگ محیط زیست و تغییر اقلیم است.
برای اینکه این گلایه گذاری ها را به یک جایی ببرم، از فردوسی بزرگ کمک می گیرم که او هم گلایه هایی از زمانه داشته است.
مرا دخل و خرج، ار برابر بدی
زمانه مرا چون برادر بدی
تگرگ آمد امسال بر سان مرگ
مرا مرگ بهتر بدی از تگرگ
در هیزم و گندم و گوسپند
ببست این برآورده چرخ بلند
نماندم نمک سود و گندم، نه جو
نه چیزی پدید است تا جو درو
و امیدوارم که تا جو درو، چیزی در چنته مان باقی باشد، والا روزگار سخت است. اینهم گلایه آخر!