♟از درخت

🌈🌈🌈

معمولا درختان بدلایل مختلف در زندگی بشر مهم بوده اند و من هم بهر بهانه ای، وقتی در مطلبی جای پای درخت در میان باشد، از آن یاد می کنم. وقتی عبدالله بن عامر از جانب عثمان ماموریت یافت که کار یزدگرد سوم را یکسره کند، با سپاهی عظیم از طریق خوزستان، عازم فارس شد. عبدالله بن عامر پسر دایی عثمان خلیفه سوم بود و با پیامبر اسلام هم قوم و خویش نزدیک بود.مادر بزرگ ابن عامر، عمه پیامبر بوده است. او در سال ۲۵ هجری ماموریت می یابد که به تعقیب یزدگرد بپردازد و کار او را یکسره کند. این جنگ و گریز ادامه می یابد و ابن عامر در سال سی هجری در بم به فتوحاتی می رسد . اینکه چرا او با قبایل بم درگیر شده، معلوم نیست، زیرا یزدگرد به کرمان رفته، اما به بم نرفته است و قبایل بم (طوایف قفص)با ساسانیان هم درگیر بوده اند. آنها در آن زمان بت پرست بوده اند و حتی بت پرستی آنها تا زمان یعقوب لیث و محمد مظفر هم ادامه داشته است. شاید بدخواهی مقامات زرتشتی که در آن زمان با سپاه ابن عامر همکاری می کرده اند، سبب جنگ با طوایف بم شده است. به عنوان مثال وقتی یزدگرد در اصطخر بود، هیربد روحانی عالیقدر زرتشتی فارس که داماد یزدگرد هم بوده، با ابن عامر همراه شد. چهل هزار کشته در اصطخر، نتیجه ی این نزاع بود که توسط سپاه ابن عامر کشته شدند. بهر جهت در بم ابن عامر برای مردمی که بت پرست بودند یک کار عجیب می کند. او با اموال یک زن ثروتمند بمی که خودش داوطلبانه پیشقدم می شود، اولین مسجد را در بم می سازند ‌ عبدالله بن عامر هم باز با هوشمندی یک شاخه ی درخت را برای بنای این مسجد ، کمک می کند. در سال شش هجری یک پیمان صلح بین بت پرستان مکه و مسلمانان و حضرت محمد ص منعقد می شود که در زیر درختی به نام سمره این پیمان که معروف به صلح حدیبیه است شکل می گیرد. و در سال ۳۰ هجری وقتی عبدالله بن عامر در تعقیب یزدگرد است، شاخه ی درخت سمره که یادبود پیمان صلح حدیبیه است در ساخت مسجدی بکار گرفته می شود که در آن مکان، همه اهالی از سالها پیش ، بت پرست بوده اند!