تصمیم های غلط
♟️تصمیم های غلط
🌾🌾🌾
در روز ۴ مه ۱۸۰۷، میرزا محمدرضا قزوینی به نمایندگی از فتحعلیشاه و با کمری خمیده و خضوع تمام در کاخ فینکنشتاین(کامیه نیک کنونی) واقع در لهستان و نزدیک مرز روسیه تزاری،به ملاقات ناپلئون رفت و عهدنامه ای را امضا کرد که به عهدنامه فینکنشتاین معروف است.
ناپلئون داشت سپاهش را برای حمله به روسیه آماده می کرد و این عهدنامه دو جنبه ی مهم داشت. ناپلئون و فتحعلیشاه بر حق ایران برای تصرف منطقه قفقاز تاکید کردند و در این چارچوب قرار شد، سلاح به ارتش ایران داده شود و ارتش ایران، مورد آموزش افسران فرانسوی قرار بگیرد.
در آن عهدنامه،سودای جهانگیری ناپلئون،انگلستان، رقیب اصلی فرانسه را هم هدف قرار داد و ایران متعهد شد، انگلیسی ها را از ایران بیرون کند، از خاک ایران برای حمله به هند استفاده کند و بنادر ایرانی خلیج فارس را هم در اختیار نیروی دریایی فرانسه قرار دهد تا راحت تر به هند ، حمله ببرند و ایران هم در این حمله به فرانسه کمک کند. در این راستا، در آن عهد نامه پیش بینی شده بود که مرز ایران با هند، توسط خوانین افغانی ناامن شود تا تمرکز انگلستان بهم بخورد و شرایط حمله(البته پس از اتمام کار روسیه )به هند فراهم شود.
می خواهم بر روی همین بند آن عهدنامه تکیه کنم که ایران، شهروندان افغانی خود را به یک گروه نیابتی فرانسه و افرادی شرور و تفنگ بدست، تقلیل داد.
فتحعلیشاه بجای اینکه تجربه دولت صفوی و اشرف و محمود افغان را مد نظر قرار دهد و به عمران و آبادانی آن بخش از ایران بیشتر توجه کند، آنجا را از طریق این عهد نامه، به یک منطقه درگیری و محل جولان جنگ سالاران تبدیل کرد.
پیش بینی های ناپلئون و فتحعلیشاه برای شکست روس ها، درست از کار درنیامد و پیمان گلستان و ترکمانچای نتیجه همدستی قاجار با فرانسه ی ناپلئون شد.
اما انگلستان هم بیکار ننشست.
آنها دو سال بعد، ایران را وادار کردند که عهدنامه ای با انگلستان امضا کند و در نتیجه ی آن، فرانسوی ها را از ایران بیرون کند.
می گویند سنگ بزرگ نشانه نزدن است.
وقتی در کاخ فینکنشتاین در یک عهدنامه، ایران رویای شکست همزمان روسیه و انگلستان را خیالپردازی می کند، عملا سرنوشت کشور را به دست نیروهای بیگانه می دهد. اگر تا قبل از پیمان فینکنشتاین، بین روسیه و انگلستان، رقابتی در ایران وجود داشت، عملا مفاد آن پیمان، آن دو کشور را بر علیه قاجار و ناپلئون، متحد کرد.
حوادث بسیار تلخی از نتیجه ی آن پیمان بر ایران حادث شد.
یکی از تلخ ترین نتایج که کمتر به آن توجه شده، مسئله افغانستان است.
وقتی انگلستان متوجه شد که شاه قاجار، از افغانستان و خوانین انجا، برای ایجاد ناامنی در هند که انبار مواد غذایی امپراتوری انگلستان بود، در همدستی با دشمنانان انگلستان،می خواهد بهره بگیرد، آنها بدیل جدیدی بوجود آوردند.
آنها فکر کردند که یک حکومت مستقل در افغانستان ، به نفع آرامش در مرزهای هند است. لذا در زمان ناصرالدین شاه،روزی که برای تسلط بر بنادر ایرانی که قرار بود، روزی فتحعلیشاه در اختیار فرانسه قرار دهد، اقدام کردند، خروج ایران از افغانستان و اجرای طرح استقلال آنجا را پیش کشیدند.
شاید بگوییم این خباثت انگلیسی هاست، اما اگر بی تدبیری و کم درایتی شاه قاجار را در تنظیم عهدنامه فینکنشتاین نبینیم، بخش بزرگی از واقعیت را ندیده ایم.
عهدنامه فینکنشتاین، مقدمه ای برای پیمانگلستان و ترکمانچای و جدایی افغانستان از ایران شد.یک امضای نابخردانه و یک سوگیری نسنجیده از سوی فتحعلیشاه و عباس میرزا و تحمیل چنان شکست های فاحشی بر ایران، تا سالیان سال، آسیب آن بر پیکره ی ایران باقی خواهد ماند.
هر چند که بسیاری از مورخین و مردمان دیگر، از رشادت های عباس میرزا و سپاه ایران می گويند، اما نباید فراموش کنیم که ناپلئون به فتحلیشاه و عباس میرزا که عاشق فرانسه بود، رویا فروخت و آن رویا تبدیل بر سنگ سهمگینی شد که تمامیت ارضی ایران را به جد، تهدید و تحدید کرد.