من شهروند جهانم
♟️من شهروند جهانم
🌾🌾🌾
دیوژن که به دیوژن کلبی هم مشهور است در ترکیه امروزی (۴۱۲_۳۲۳ ق م) می زیسته است. او به آتن می رود و فلسفه می خواند و مروج یک طرز زندگی شد که ساده زیستی اساس آن است. گروهی شیوه زندگی او را به زندگی سگی(کلب) شبیه دانسته اند و اصطلاح کلبی از اینجا می آید.
سرمایه اش یک عصا،یک بالاپوش و یک کوزه بوده است.
وقتی از او می پرسیده اند ؛ اهل کجا هستی؟
پاسخ می داده است ؛ من شهروند جهانم.
این بیان اکنون در بین گروه هایی در دنیا، طرفدارانی دارد.
یک حکایت مشهور هم از دیوژن وجود دارد. او شبی چراغ در دست می گیرد و می گفته است به دنبال انسانم.
مولوی آن حکایت را به شعر درآورده:
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست.
و یک بیان جالب هم در مورد طلا دارد. او با پدرش در ایامی ، سکه ضرب می کرده اند و به اتهام ضرب سکه طلای کم عیار ، جریمه شده است.
می گوید:
از بس چشم مردمان حریص به دنبال طلا بوده، طلا از خجالت ، رنگش زرد شده است.