♟️ پیری
🌾🌾🌾
در جایی خواندم که پیری از آن ساعت شروع می شود که آدم به انتخاب کردن دست می زند.
از یک جهت با این حرف ، موافقم.
امسال در مسابقات سازمان بازنشستگی در رشته شطرنج، در استان سمنان اول شده بودم و مسابقات کشوری در اصفهان بود. چهار روز باید در اصفهان می بودیم. خانم من هم در شنا انتخاب شده بود و اصطلاحا گل و بلبل می شد. اما من نرفتم. نگهداری از نوه را بهانه کردم. اگر چه ، آن یک کار روزمره بود و در نبود خانمم ، لاعلاج باید من نمی رفتم. اما پدر و مادر او، پسرم و عروسم، گفتند در این چند روز مشکلی پیش نمی آید، شما بروید. حتی سازمان بازنشستگی سمنان هم خیلی اصرار داشت و می گفتند به مدالی که شما خواهید آورد، ما چشم دوخته ایم. شاید مدال نمی آوردم، اما تعارفشان، خوشایند بود. اما نرفتم.
راستش این بود که من مجبور شده بودم انتخاب کنم. چهار شب خوابیدن در اتاقی که سه چهار نفر دیگر هم بودند و خروپف من و خروپف آنها، برایم آزاردهنده بود.
من باور کرده ام که وقتی دست به انتخاب می زنیم ، پیری از راه رسیده است.
به نرفتن به آن مسابقات نمی اندیشم، اما آن انتخاب، برایم سخت آمد و فهمیدم که دیگر مثل دوران جوانی، جای خواب برایم مهم شده است و باید انتخاب می کردم.و فهمیدم که:
دریغ روز جوانی و عهد برنایی
نشاط کودکی و عیش خویشتن رأیی

سر فروتنی انداخت پیریم در پیش
پس از غرور جوانی و دست بالایی( سعدی)