♟ماسوله و ضیاءالعلما
☀️☀️☀️

البته هیچ ربطی بین ماسوله و ضیاءالعلمای بیرجندی نیست، الا یک تعریف که آن را برایتان بازگو می کنم.
سهراب سپهری در سفری به گیلان، به ماسوله می رود و اینطور می نویسد:
" به ماسوله آمده ایم که از ماسوله بنویسیم.ماسوله را نمی توان نوشت، ماسوله را باید دید."
این تعریف و تمجید سهراب سپهری را اغلب کسانی که به ماسوله رفته اند تایید می کنند.
یک تعریف شبیه این، برای ضیاءالعلمای بیرجندی هم هست. البته هر چه ماسوله زیبا و دلفریب است، گویا این ضیاءالعلمای بیرجندی بر عکس آن بوده است و در حالی که مامور دولت بوده و در آموزش و پرورش آنجا سمتی داشته، اما با رفتار خود مردم را به تنگ می آورده و آنها را به الامان گفتن وامی داشته است.
روزی بازرسی برای امتحانات بیرجند به آنجا می رود. وزیر معارف به این بازرس تلگراف زده که پس از انجام امتحانات، از وضع و حال این ضیاءالعلما هم چیزی برای من گزارش کن.شنیده ام مرد غریبی است!
بازرس در همان روز اول برخورد با ضیاءالعلما، این تلگراف را به وزیر معارف مخابره می کند:
" جناب وزیر،این ضیاءالعلما که گفته اند، دیدنی است، نه شنیدنی!"