♟سیدنصراله

🌾🌾🌾

در سال ۱۳۰۰ شمسی و پس از سقوط کابینه قوام و روی کار آمدن کابینه ی مشیرالدوله و سفر احمدشاه به فرنگ به بهانه ی معالجات پزشکی،اقدام متعددی برای تضعیف کابینه ی مشیرالدوله صورت می گرفت.

از طرفی ،عده ای به سفارت شوروی رفتند و در آنجا تحصن کردند. فرخی معروفترین آنها بود. یکبار،رضاخان میرپنج که در آنموقع وزیر جنگ بود،به آنجا رفت و با متحصنین صحبت کرد. و قول داد که به تقاضای آنها رسیدگی خواهد شد و قرار شد که انها تقاضاهای خود را بنویسند.

اما بعد از چند روز رضا خان،اعلامیه داد که مخالف آن مذاکرات بوده و ابتدا باید متحصنین از سفارت بیرون بیایید و بعد به صحبت های آنها رسیدگی خواهم کرد. این سختگیری سبب شد که بین متحصنین اختلاف و دعوا پیش آمد و عده ای ،تحصن را شکستند.

از طرف دیگر،در همین بحبوحه یک سیدنصراله نامی،در جلوی وزارت دادگستری،با خورجینی بر دوش،بر روی درختی رفت و بعنوان نماینده ی مردم چاله میدان،نطق و سخنرانی می کرد.

او از مشیرالدوله که رئیس الوزرا بود،بدگویی می کرد و از عدم نظافت محله چاله میدان شکایت داشت و برای نمونه در جورجین خود کثافاتی از آن محله را همراه آورده بود.و از جمله یک گربه ی مرده را پس از نمایش دادن،آن را بدرون صحن دادگستری انداخت و گفت ،من به عوض اینکه در سفارت روسیه، متحصن شوم،به وزارت دادگستری آمده ام تا تکلیف کابینه معلوم شود.

پاسبان ها هم با او به ملایمت رفتار می کردند و مردم هم او را تشویق می کنند.

خیلی ها را گمان بر این بوده که این سیدنصراله و کار او،برنامه ی رضا خان برای تصاحب پست رئیس الوزرایی بوده است.

هم تحصن کسانی در سفارت روسیه و هم اقداماتی مثل کار سیدنصراله،اگر چه اقداماتی به ظاهر ناهمسو بود،ولی عملا راه رضا خان را برای تصدی پست رئیس الوزرایی باز می کرد.