♟ملا ملا

☀️☀️☀️

ملک الشعرای بهار در کتاب تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران به یک بازی به نام ملا ملا اشاره کرده که من در کودکی با وجود خراسانی بودن،این بازی را ندیده ام. احتمالا باید در مشهد این بازی رایج بوده و در بیرجند ما این بازی نبود و شاید در سن من نبوده است.البته بازی‌های شبیه این داشته ایم،

قواعد این بازی این است که دو استاد یا سرگروه،یارگیری می کنند و دو تیم با نفرات مساوی انتخاب می شود.محدودیت در تعداد نیست.

پس از انتخاب نفرات،دو سرگروه یا استاد،با شیر و خط و یا تر و خشک،تعیین برنده و بازنده می کنند. تر و خشک اینطور است که یک ریگ تخت انتخاب می کنند و یک سمت آن را با آب دهان خیس می کنند و سمت دیگر،خشک است. و مثل شیر و خط تر و خشک. هم انتخاب می شود.

سرگروه که تر یا خشک و یا شیر یا خط را درست گفته باشد،برنده است و گروه دیگر بازنده هستند.گروه بازنده باید خم شوند و افراد گروه برنده سوار، افراد گروه بازنده می شوند. استاد گروه برنده،با یک دستش،جلوی چشمان سرگروه بازنده را می گیرد،شعر طنزی می خواند،با این مضمون:

عطاری و مجاری

شیشه بر کمر داری

ای بلبل زنگاری

رفتم در دروازه...

و با دست دیگرش،چند انگشت را بالا می گیرد و و می پرسد چند ملا(یعنی چند انگشتم بالاست) ؟

اگر پاسخ درست باشد،جای گروه بازنده و برنده عوض می شود و اگر پاسخ غلط بود بازی یک دور می چرخد،یعنی،آنهایی که سوار هستند،پایین می آیند و نفر بعدی از تیم بازنده را سوار می شوند و مجددا استاد گروه برنده ،همان سوال را می پرسد. گاهی به دفعات جواب درست داده نمی شود و گروه برنده حالت سوار و کولی گرفتن خود را حفظ می کنند.

البته مرحوم ملک الشعرای بهار این داستان را برای این بازگو کرده که بگوید در دنیای بازی های کودکانه،با وجود اینکه تیم بازنده باید بازیکن تیم برنده را بر کول خود،سواری می داد و شاید چند بار هم،اما به قواعد بازی ،متعهد باقی می ماندند و بازی را خراب نمی کردند،اما در رقابت‌های سیاسی صدر مشروطه،اصلا گروه بازنده،رعایت قواعد بازی سیاست را نمی کرد و به همین دلیل ،فضای سیاسی همیشه متشنج بود و دولتها کمتر فرصت کار پیدا می کرده اند.