♟دوراندیشی

🪐🪐🪐

چینی ها یک ضرب المثلی دارند که می گوید ؛حتی خرگوش هم این را می فهمد که نباید نزدیک لانه اش،علف بخورد. و فردوسی ما هم می گوید؛

به آغاز اگر کار خود ننگری

به فرجام ناچار کیفر بری

اینها را گفتم که بگویم ما از همان آغاز که توسعه را بر محور کشاورزی گذاشتیم و آن هم نه بر اساس روش‌هایی که با افزایش برداشت در واحد سطح همراه باشد که بر اساس افزایش سطح زیرکشت، و بر ان اساس خواسته ایم در گندم و جو و ذرت و علوفه و دانه های روغنی و دهها محصول دیگر ،خودکفا شویم.

اگر چه شعارش خوب است،حتی نه شعار که رویکرد هم قابل فهم است اما بجای توسعه ای که از بین برنده ی آب، یکی از مهمترین مولفه های تولید کشاورزی در اقلیم خشک و نیمه خشک نباشد،تمام توجه خود را به تاراج منابع میلیون ها ساله ی ذخایر آب زیرزمینی کرده ایم.

ما می توانستیم با توسعه کشت های گلخانه ای و هیدروپونیک و با صرفه جویی حداکثری در مصرف آب،نیاز بازار کشورهای همسایه را در انواع میوه و سبزی و صیفی تامین کنیم و از هدردادن آب در چنین حجم عظیمی خودداری کنیم.

سعدی به ما اموخته است که :

عاقل آن است که اندیشه کند پایان را. و مدیران کشاورزی ما در این سالها،نه تنها چنین نکرده اند ،که بر عکس مسابقه ی خودکفایی در انواع محصولات گذاشتند تا از مجلس بهتر بودجه بگیرند،تا بیشتر خودرو برای ادارات جهاد کشاورزی خریده باشند.و به آب که گلوگاه تولید و زیست در این فلات خشک است کمتر اندیشیده اند.

کیفر ندیدن آینده ی بی آب را در کدام فرجام خواهیم دید؟