♟هفده آهو

🌾🌾🌾

لیانا،نوه ام را می گویم،وقتی کوچکتر بود،با هم ترانه های کودکانه گوش می دادیم. یکی از آن ترانه ها،این بود که :

آهویی دارم خوشگله

فرار کرده زدستم

دوریش برایم مشکله،کاشکی اونو می بستم

ای چکنم وای چکنم

آهو مو پیدا بکنم.

امروز صبح که طبق قرار "یک روز در میان" خودم به دوچرخه سواری رفته بودم،در پارک آبشار شاهرود،هفده تا آهو که مشغول چریدن بودند،دیدم.از کنارشان گذشتم و خیلی هم از آدمیزادگان ترس نداشتند. البته در ایام اخیر مرتب ،تعدادی از این آهوها را در گوشه کنار پارک آبشار دیده ام.

یک دوستی هم که پیاده به آنجا رفته بود،به دفعات از آنها فیلم گرفته بود. در آن فیلم ها،تعدادشان بیشتر بود. البته همین امروز هم در یک گوشه دیگر هم سه چهار تا جدا از آن،هفده تا را دیدم.

آدم ها وقتی یاد می گیرند که آهو را شکار ننامند و او را بخشی از زندگی و بخشی از زیبایی زندگی ببینند زندگی در نگاه خودشان هم رنگ قشنگ تری می گیرد. مهربان‌تر می شوند و از اینکه در این روزهای کم بارش،جمعیتی از آهوها، به کناره ی پارک آبشار آمده اند و مردم هم با آنها خوب رفتار می کنند خوشحالی بیشتری، بیشتر از لذتی که دوچرخه سواری در صبح به آدم می دهد،به من داد.

فقر به حرف و استناد تحقیقاتی که کارشناسان سازمان ملل در اقصی نقاط جهان ،انجام داده اند و چه بر اساس پژوهش هایی که در ایران خود ما انجام شده،در صدر دلایل تهدید جان و نسل پرندگان،ماهی ها و جانداران ساکن زمین،این خانه ی مشترک ما و آنها،می باشد.

در کنار فقر،فرهنگ و بی دانشی هم هست. انگار متولیان آموزش و پرورش ما،از اینکه در کتاب‌های درسی، مطالبی بگنجانند که احترام به جان این همسایگان ضعیف تر انسان،در آن باشد،امساک دارند‌

حداقل کاش از ضمانتی که امام هشتم ع از آهو بعمل اورد،درس می گرفتند که انسان وقتی به جان و خانواده آهو و هر موجود دیگری،توجه می کند و در شکل بی رحمانه ترش! به او رحم می آورد، خودش آدم بهتری می شود،با همسر و فرزند و همسایه و همه و همه،با مهربانی بیشتری رفتار خواهد کرد.

آرزو و انتظار روزی را دارم که ما انسانها،از جدال با سایر موجودات و جدال با خود،دور شویم،حتی آن روز اگر من نباشم.