روز جهانی کودک
♟️روز جهانی کودک و چند حرف
⭐⭐⭐
۱۶ مهر(۸ اکتبر) روز جهانی کودک است.برای من،نام کودک،با صلح عجین شده است. جنگ، بزرگترین دشمن کودکیِ کودکان است و تحصیل و یادگیری یک دغدغه ی عمده خانواده هاست و البته باید دغدغه ی دولت ها هم باشد.
جالب است در تعیین یک روز به نام روز کودک،به نام کمال آتاتورک هم برمی خوریم .
در روز جهانی کودک به دو نکته اشاره می کنم:
اول: یادگیری مشاهده ای
همه ی خانواده ها علاقمند هستند که فرزندان آنها ،آدم هایی موفق،درس خوان و دارای رفتاری خوب باشند. می خواهم یادآوری کنم که بخش مهمی از یادگیری کودکان،مشاهده ای است و چون مشاهده ای است،علاوه بر پدر و مادر و نزدیکان،از همه کسان و رویدادهایی که می بیند،یاد می گیرد. به سخن دیگر،یادگیری مشاهده ای یک نوع یادگیری اجتماعی است و به همین دلیل،شکل های گوناگونی می تواند داشته باشد. کودک با مشاهده ی دیگران،رفتار آنها را می آموزد.
به یاد دارم یک روز که به بیمارستان محل کار خانمم رفته بودم تا او را در پایان شیفت کاری اش به خانه بیاورم،یکی از همکارانش را هم دعوت کرد که سوار شود تا او را هم به خانه شان برسانیم و منزل آنها در مسیر راه ما بود. آن خانم در طول مسیر گفت که پسر پنج ساله اش، خیلی فحش یاد گرفته است. چکار کنم؟
من مداخله ای در آن گفتگو نکردم. خانمم به دوستش گفت،پسرتان از بچه های توی کوچه یاد گرفته و محله ای که منزل شما در آنجاست، اینطور فرهنگی را دارد.
پرسید،چکار کنم؟
و پاسخش این بود که باید منزل تان را عوض کنید.
شاید برای آن خانم و آن خانواده،چنین تصمیمی، خیلی سخت باشد،اما این مکالمه ،پیچیدگی یادگیری مشاهده ای را نشان می دهد.
کودکان هم رفتار مطلوب و هم رفتار نامطلوب را در طی فرآیند یادگیری مشاهده ای،یاد می گیرند. نمی شود پدر و مادر و یا کسانی که در منظر دید کودک هستند،مرتب با موبایل ور بروند،اما پدر و مادر آن کودک انتظار داشته باشند،آن بچه،کتابخوان شود. اگر می خواهیم آن بچه کتابخوان شود،در حضورش باید کتاب خواند و دقایقی را با او و برایش،کتاب کودکانه خواند. و اصلا هم برای کتاب خواندن،نصیحتش نکرد. او اگر ببیند پدر و مادرش،بعضی وقتها کتاب می خوانند،برای کتابخوان شدن کودک،این بهترین سرمشق است.
دوم: دارا و سارا
یکی از چیزهایی که هم به یادگیری کودکان کمک می کند و هم بخشی از خاطره ی نوستالوژیک کودکی آنها می شود و طبعا دارای بار فرهنگی تاثیرگذاری هم هست،عروسک است که در دنیای کودکانه جای مهمی را داراست. تقریبا بیست و چهار سال پیش،در ایران تصمیم گرفته شد که دو عروسک دارا و سارا با لباس محلی ساخته شود تا جای عروسک باربی را بگیرد و از همان ابتدا،یک بحث جنگ نرم فرهنگی در مورد لزوم ایجادش،وجود داشت. آن عروسکها،البته در هنگ کنگ ساخته می شدند و معمولا هر چیزی که دولتی باشد،نوآوری در آن می میرد.عروسک باید از درون جامعه ،زایش می کرد،نه سفارش یک دستگاه عریض و طویل دولتی و آن هم تولید یک جای دیگر.
به یاد دارم که یک زمانی موبایل صاایران ،اینطور تبلیغ می کرد:
"صاایران،هر روز بهتر از دیروز"
یکبار به آنها نامه ای نوشتم که این تبلیغ محصول نیست،تبلیغ مدیریت است. مِن غیرمستقیم می گویید،نخرید،چون محصول فردا بهتر است.
بهر جهت در این روزها که عروسک لبوبوی چینی نه تنها بازار ما که بازار تمام دنیا را در تسخیر خود دارد و فقط رشد فروش آن در سال میلادی جاری ، ۴۰۰ درصد سال قبل است،باید از خود بپرسیم آن دستگاه های عریض و طویل فرهنگی که بودجه شان سر به فلک می زند،کارشان در چنین حوزه هایی نمره ی چند می گیرد ؟
همین یکی دو روز پیش آقای کدخدایی که حقوقدان شورای نگهبان است و کارشان تایید مصوبات مجلس و از جمله بودجه ی سازمانهای فرهنگی خاص است، گفته اند؛ چین با عروسک لبوبو،اروپا را گرفته و ما هنوز شعار می دهیم.
من مخصوصا یادگیری مشاهده ای را صدر این مطلب آوردم تا تاکید کنم کودکان از رفتار قابل مشاهده ما،یاد می گیرند. و اگر در این یادگیری، رفتارهای نامطلوب ما،مورد مشاهده و یادگیری آنها قرار گرفته،اول باید سوزنی به خود بزنیم و بعد جوالدوزی به دیگران.
امیدوارم دنیای کودکان میهن ما،پر از صلح باشد.