♟️بوی هر هیزم ،پدید آید ز دود
⭐⭐⭐

این مصرع را از مولوی وام گرفتم تا اشاره ای به شعری از ابوالحسن فراهانی ،شاعر دوره ی صفویه که در خدمت امامقلی خان که پسر الله وردیخان بوده و در دوره سلطنت شاه صفی حاکم شیراز بوده است،ذکر کنم.
هم ابوالحسن فراهانی و هم امامقلی خان، پایان خوشی نداشته اند. با سعایت اطرافیان و به دستور امامقلی خان ، ابوالحسن فراهانی اعدام می شود و چندی بعد ،شاه صفی دستور اعدام امامقلی خان را می دهد. مهمترین دلیل برای اعدام این سردار دلاور گرجی که مورد اعتماد و محبت فراوان شاه عباس هم بوده،گویا این بوده که امامقلی خان ،زنی را از حرم شاه عباس هدیه می گیرد و گویا این زن،وقتی به همسری امامقلی خان درمی آيد، حامله بوده و پدر آن بچه ،شاه عباس بوده است.شاه عباس که همه پسران خود را کشته و کور کرده بود،برادرزاده اش،همین شاه صفی را به جانشینی خود انتخاب می کند و شاه صفی هم هر کسی را که شاه عباس از نزدیکانش نکشته بود،او کشت و وقتی این شایعه به گوشش می رسد که صفی قلی خان،پسر امامقلی خان در واقع فرزند شاه عباس است،دیگر تردید نمی کند و دستور مرگ هر دو را می دهد. در واقع شاه صفی اگر چه فرزند شاه عباس نبود اما،بوی دودی که از او استشمام می شد، از هیزم شاه عباس بود.
حال به شعر ابوالحسن فراهانی نگاهی بیندازیم؛
زفرموده ی اوستادان پیش
شبی آمد این بیتم اندر نظر
پسر کو ندارد نشان از پدر
تو بیگانه خوانش، مخوانش پسر
و منظور ابوالحسن فراهانی از این استادان پیش ،فردوسی است و بیت :
پسر کو ندارد نشان از پدر
تو بیگانه خوانش، مخوانش پسر
را که ضرب المثل هم شده را از فردوسی می دانند،اگر چه در داستان به تخت نشستن کی کاووس،ما این شعر را داریم:
گر او بفگند فَرّ و نام پدر
تو بیگانه خوانش مخوانش پسر