یوسف بن علوی و ..
♟️یوسف بن علوی و ..
📘📘📘
تجربه اول:
در سال ۱۹۷۰ سلطان قابوس در عمان،اعلام می کند که از سیاست های ارتجاعی پدرش،فاصله خواهد گرفت و از گروههایی که بدلیل سیاست های ارتجاعی سعید بن تیمور( پدر سلطان قابوس)با حکومت او مبارزه می کردند، خواست که از بین سه گزینه محاکمه و مجازات ،ترک کشور و همکاری برای نوسازی کشور یکی را برگزینند. یوسف بن علوی یکی دهها مبارزی بود که مسیر همکاری را انتخاب کرد و بعدا وزیرخارجه عمان شد.
عمان با این تجربه مسیر نوسازی و ثبات را توامان طی کرد.
تجربه دوم:
همایون صنعتی زاده کسی است که پیشنهاد سازمان مبارزه با بیسوادی را به دولت ایران می دهد.او با توجه به رابطه ی نزدیکی که با محمدرضا شاه داشته، هنگامی که تعدادی از رهبران جبهه ملی برای چندمین بار به زندان می افتتد، چند بار به زندان می رود .نصرت الله امینی تعریف کرده که روزی در بند زندان با بقیه دوستان نشسته بودیم که همایون صنعتی زاده آمد.با تعجب پرسیدیم که تو اینجا چه می کنی؟
در جوابم گفت می خواهم شما را با شاه آشتی دهم.شماها بیایید به کشور خدمت کنید و مذاکراتی انجام شد.
بعدا صنعتی زاده از دفتر مخصوص، وقت ملاقات از شاه را درخواست می کند.خودش گفته:
" روزی بود که شاه می خواست جاده هراز را که تازه تمام شده بود افتتاح کند.من به دربار رفتم.شاه با اسکورت خود بیرون آمد.خودش پشت فرمان ماشین نشسته بود.اشاره کرد سوار ماشین شوم و کنارش بنشینم.در میان راه پس از قدری صحبت از مسائل مختلف،نتیجه مداکراتم را با اعضای جبهه ملی در زندان به عرض رساندم. و او با هر پیشنهادی که جبهه ملی ها داده بودند ، مخالفت کرد. و من ضمن صحبت می گفتم صلاح اعلیحضرت و مملکت این است که این کسانی که در بازداشت هستند، آزاد شوند و بیایند و به مملکت خدمت کنند.
در این وقت شاه ماشین را کنار جاده برد و با تحکم گفت پیاده شو. و من هم از ترس کنار جاده و در وسط بیابان پیاده شدم و دیگر هیچوقت شاه را ندیدم."
و ایران مسیر ثبات را پیدا نکرد.