شکوفه درخت/ضرب المثل موریتانی

گل در افسانه ها و اساطیر یونان باستان  تاج الملوک Aconite

 

زمین خانه ما

گل در افسانه ها و اساطیر یونان باستان

تاج الملوک Aconite

Aconiteتاج الملوک- Aconitum که با نام های monkshood(شاید بمعنای عبای راهب)، wolf's-bane(شاید بمعنای زهر گرگ)، leopard's bane(شاید بمعنی زهر پلنگ یا عقربی) ،mousebane (شاید بمعنای زهر موش)، women's bane(شاید بمعنای زهر زن)، devil's helmet(سپر شیطان)، queen of poisons(ملکه زهرها)، blue rocket(موشک آبی) هم نامیده می شده است.

( توضیح:چون این گیاه به شدت سمی است،در طول تاریخ،در کنار استفاده های دارویی، از آن به عنوان یک سلاح و ماده کشنده هم استفاده می شده است.مثلا برای کشتن گرگ یا پلنگ از آن استفاده می کرده اند و دلیل آن نام گذاری می تواند این مطلب باشد.و یا blue rocket(موشک آبی) بخاطر رنگ گلهایش که آبی هستند و البته سمی بودن و حالت سلاح سمی بودنشان است. )

تاج الملوک تا ارتفاع یک متر قد می کشد و گلهای ارغوانی یا آبی دارد.این گیاه در زمینهای سخت و سنگلاخی بهتر می روید و شدیدا سمی است و به همین دلیل در یونان باستان بسیار مورد استفاده بوده است!

در اسطوره های یونان،گفته می شود که هیکاته  که یک الهه  یا ساحره بوده است،این سم را آفریده است. آتنا از  سم aconite، برای تغییر شکل آراخنه به عنکبوت استفاده کرد.

آراخنه  Arachne ، نام یک زن در اساطیر یونان باستان است که دختر یک چوپان بوده است و آتنا ایزدبانوی خرد و هنر و جنگ را به مسابقه بافندگی طلبید ولی آتنا چون دید که شانس آراخنه در این مسابقه بیشتر از اوست، بر او خشمگین شد و پارچه‌هایش را پاره پاره کرد وبر  سر و تنش کوبید و سرش را شکست .

آراخنه که شرمسار و خجالت زده شده بود،خودش را آویزان کرد و چون آتنا این حالت را دید،به او اظهار کرد:" زنده بمان و در آینده به همین حالت آویزان باش.تو محکوم به این هستی.اما مبادا که در آینده بی دقتی کنی .این تنبیه توست و اولاد تو و تا آخرین نسل تان این تنبیه خواهد ماند." و زهر هیکاته را به او تزریق کرد.

فورا ،سم بر آراخنه اثر گذاشت و موهایش ریخت،بینی اش افتاد،

سرش چروک خورد و تمام بدنش کوچک شد.انگشتانش به پهلویش درآمدند و بصورت پاهایش درآمدند و بقیه بدنش ، به شکل یک بدن گرد درآمد.و هنوز هم او مجبور است ریسیدن را ادامه دهد.

گرگ و درخت/ضرب المثل امریکایی

درخت و پرنده/ضرب المثل میانماری

سیب/ضرب المثل انگلیسی

گل در افسانه ها و اساطیر یونان باستان

 

زمین خانه ما

گل در افسانه ها و اساطیر یونان باستان

در اسطوره های یونان،نام کلوریس Chloris بمعنای"زردمتمایل به سبز"، "سبزکم رنگ"،"رنگ پریده" ،" رنگ رفته" ،یا "تازه" است و او(مونث) یک حوری یا الهه ای بوده که با بهار،گلها و رشد مرتب بوده است.

کلوریس توسط زیپیروس Zephyrus؛خدای غرب؛ربوده شد و توسط او به الهه تبدیل شد و با هم ازدواج کردند. آنها فرزند پسری به نام کارپوس آوردند و تصور بر این بود که خانه او در بهشت یا سرزمین مردگان جاوید باشد.

تصور دیگر بر این است که کلوریس،مسئول دگردیسی و تغییر شکل آدونیس(جوانی که مورد علاقه آفرودیت بود- شقایق)،آتیس (پسر و عاشق سیبل )،کروکوس(طبیب شارلاتان- زعفران)، هایسینتوس ( یک الهه قهرمان از اساطیر یونانی- سنبل ) و نارسسوس(جوان‌ رعنايي‌ كه‌عاشق‌تصويرخودشد-گل نرگس) به گل بوده است.

درخت گیلاس/ضرب المثل ژاپنی

درخت سیب/ضرب المثل بلغاری

گل در افسانه ها و اساطیر یونان باستان

 

زمین خانه ما

گل در افسانه ها و اساطیر یونان باستان

از تولد تا مرگ،از بی گناهی تا انتهای اغراض نفسانی،گلها دارای تعابیر متنوعی هستند و در افسانه ها و اسطوره های یونان باستان حضور دارند.

گلها اغلب،سمبل جوانی،زیبایی و لذت و خوشی هستند،اما ممکن است در نقش ظرافت و زودشکنی ظاهر شوند و یا ناگهان گذار از زندگی به مرگ را بیان کنند.

دگردیسی یکی از موضوعات نمونه در اسطوره های یونانی است. خدایان و افراد فناپذیر،دارای توانایی تغییر دادن شکل خود به حیوانات،پرندگان،یا انسانها هستند و بطور مکرر از این توانایی برای فریب دادن و یا نشان دادن استادی از این توانایی استفاده کرده اند.

در یونان باستان،یک جشنواره گل به دیونسیوس؛خدای زراعت و شراب و میگساری اختصاص داشت و در اوایل فصل بهار و در ماه Anthesterion که هشتمین ماه تقویم آتن باستان است،و مصادف با اواسط فوریه تا اواسط ماه مارس است، برگزار می شده است. به نظر می رسد که  جشنواره روز اول مه در تاریخ مدرن،بازگشتی به جشنواره Anthesterion باستانی باشد.

پروانه در فرهنگ ها و باورهای جوامع مختلف

زمین خانه ما

پروانه در فرهنگ ها و باورهای جوامع مختلف

پروانه سمبل ظرافت،کوتاهی زندگی،شادی و ناپایداری است.

پرواز پروانه بر فراز آتش،نمادی از جذبه ویرانگر است،و همچنین یک افسون غیرقابل مقاومت می باشد.

در چین،این موضوع با لذت و شادی ازدواج مرتبط است و بعنوان دوایی برای به واقعیت پیوستن آرزو جهت درازی عمر بکار می رود.

اما در صوفیه،پرواز پروانه بر فراز آتش،نماد پیوستن به خداست که با نابودی فرد همراه است ،زیرا عشق سوزان به خدا،قلب را به آتش می کشد.

پروانه در فرهنگ ها و باورهای جوامع مختلف ، پروانه در فرهنگ هندوستان

 

زمین خانه ما

پروانه در فرهنگ ها و باورهای جوامع مختلف

پروانه در فرهنگ هندوستان

در اسطوره های هند،بال پروانه را به صورتی نگارگری می کنند که تعداد زیادی چشم بر روی آن وجود دارد،که یادآور آسمان پرستاره است.

درخت و باد/ضرب المثل ژاپنی

درخت خوب/ضرب المثل آلمانی

پروانه در فرهنگ ها و باورهای جوامع مختلف:  پروانه درفرهنگ یونان

 

زمین خانه ما

پروانه در فرهنگ ها و باورهای جوامع مختلف:

پروانه درفرهنگ یونان

(بخش اول)

پروانه سمبل روح در فرهنگ یونان است.

در اسطوره های یونان،  سایکی Psyche(به یونانی یاچ yuch به معنای پروانه و روح است) (پسوخه هم ترجمه شده است)تجسم رایحه روح است.یونانیان باستان،روح مردگان را در شکلی از یک پروانه یا یک پرنده در حال پرواز،تصور می کردند.روح مردگان در پادشاهی Hades جهنم،در حال پرواز نشان داده شده که بیانگر جدایی خویشاوندان درگذشته هستند.روح های مردگان در گردابی از ارواح در اطراف Hecate الهه سحر و عالم پایین(عالم اسفل) در پروازند.

روح آشیل در ایام محاصره تروی(تروا) در یک گردباد ظاهر شد.افسانه ها در مورد psyche(نام پروانه و روح) که شاهزاده ای است که  کوپید(ایراس) به دام عشقش گرفتار شد،به ما می گوید که وسوسه و اغوا از روح انسانی به عشق راه یافته است.

بدلیل زیبایی توصیف ناپذیر psyche ،حسادت به ونوس هم سرایت کرده است.براساس یک افسانه اسطوره ای،ونوس بدلیل حسادت به Psyche،پسرش Erosایراس( یا به رومی کوپید) (که خدای عشق است)را به نزد وی فرستاد تا Psyche را علاقمند به عشق بدترین و زشت ترین مردان نماید،اما خود ایراس(خدای عشق)به دام عشق Psyche افتاد و راهنمایی مادرش(ونوس) را فراموش کرد.

برای اینکه ایراس شناخته نشود ،هر شب در تاریکی  Psyche سایکی را ملاقات می کرد. اما سایکی خیلی کنجکاو بود. یک شب و وقتی که ایراس در خواب بود،سایکی با چراغی صورت او را دید و بخاطر هیجان زدگی زیاد ناشی از دیدن چهره ایراس،روغن داغ روی بدنش ریخت.ایراس بیدار شد و برای اینکه شناخته نشود،از آنجا فرار کرد.بعد از مدتی،با اراده زئوس،این دو عاشق بهم پیوستند.

در کتاب دگردیسی نوشته آپولیوس Apuleius ،قصه رومانتیک عشق بین ایراس و سایکی شرح داده  می شود،که سرگردانی روح انسانی، و عطش برای دیدار عشق است.

پروانه در فرهنگ ها و باورهای جوامع مختلف:  پروانه درفرهنگ ایرلند

زمین خانه ما

پروانه در فرهنگ ها و باورهای جوامع مختلف:

پروانه درفرهنگ ایرلند

در ایرلند و در طی سالهای 1600 میلادی،کشتن پروانه سفید ممنوع بوده است،زیرا بر این باور بودند که پروانه سفید،روح یک بچه مرده است.

اهمیت پروانه در فولکلور ایرلند،بخاطر شهرت آن به عنوان یک روح می باشد و توانایی آن به ارتباط آن با دنیای دیگر است.اهمیت دیگر پروانه در فولکلور ایرلند،نماد بودن آن برای تغییر شکل ماده به روح و آفرینش است.

سالخوردگان ایرلندی می گویند که پروانه ،روح یک مرده است که منتظر عبور از برزخ و تطهیر شدن است.

ماهی و درخت/ضرب المثل چینی

پروانه در فرهنگ ها و باورهای جوامع مختلف:  پروانه در سمبل های مسیحی

 

زمین خانه ما

پروانه در فرهنگ ها و باورهای جوامع مختلف:

پروانه در سمبل های مسیحی

برای مسیحیان سه مرحله  در دگردیسی زندگی پروانه –به عنوان کرم،شفیره و بعد حشره بالدار—یادآور تغییر شکل روحی و معنوی است.

کرم نمایانگر مای زمینی انسان مسیحی است،که شیفتگی به هستی فیزیکی دارد.

شفیره نمایانگر قبر است،جایی که معجزه رستاخیز و قیام عیسی از قبر اتفاق می افتد.

پروانه زیبا و قادر به پرواز،سمبل تولد دوباره روح مسیح است.

پروانه در فرهنگ ها و باورهای جوامع مختلف:  پروانه در فرهنگ آلمان

زمین خانه ما

پروانه در فرهنگ ها و باورهای جوامع مختلف:

پروانه در فرهنگ آلمان

در آلمان باور بر این است که پروانه ها،ارواح کودکان هستند.

پروانه در فرهنگ ها و باورهای جوامع مختلف:  پروانه در فرهنگ روسیه

زمین خانه ما

پروانه در فرهنگ ها و باورهای جوامع مختلف:

پروانه در فرهنگ روسیه

کلمه ای در زبان روسی که اشاره به پروانه دارد داشیشکا "dushichka" است که از داشا"dusha" استنتاج شده است و داشا بمعنای روح است.

درخت و تبر/ضرب المثل ایتالیایی

پروانه در فرهنگ ها و باورهای جوامع مختلف:  پروانه در فرهنگ مکزیک:

زمین خانه ما

پروانه در فرهنگ ها و باورهای جوامع مختلف:

پروانه در فرهنگ مکزیک:

در یک شهر کوچک در مکزیک،پروانه ها را روح می دانند و این بدان خاطر است که پروانه ها به این شهر و اطراف آن مهاجرت می کنند  و آن روز تعطیل است و روز مردگان نام دارد.مهاجرت پروانه ها طوری است که انگار ارواح مردگان برگشته اند.

پروانه در فرهنگ ها و باورهای جوامع مختلف:  پروانه در فرهنگ بومیان جنوب امریکا

زمین خانه ما

پروانه در فرهنگ ها و باورهای جوامع مختلف:

پروانه در فرهنگ بومیان جنوب امریکا:

بومیان امریکای جنوبی هم انواع پروانه ها را در اسطوره های خود قرار داده اند.برای سرخپوستان کلمبیا،اگر یک پروانه سفید و بزرگ در رختخوابشان پیدا شود،نباید با او بدرفتاری کرد،زیرا او روح یکی از نیاکان است که به ملاقات آنها آمده است.

اگر پروانه،دردسر درست کند،او را با نهایت مراقبت و دقت برمی دارند،زیرا  ممکن است آن روح در صدد انتقام جویی برآید.

در بین ایمارا(های)بولیوی(سرخپوستان بولیوی)باور بر این است که یک پروانه خاص کمیاب که در شب ظاهر می شود،پیشگوی مرگ است.

درخت/ضرب المثل چینی

درخت/ضرب المثل سرخ پوستان امریکا

پروانه در فرهنگ ها و باورهای جوامع مختلف:  پروانه در فرهنگ قوم آزتک

 

زمین خانه ما

پروانه در فرهنگ ها و باورهای جوامع مختلف:

پروانه در فرهنگ قوم آزتک:

در فرهنگ قوم آزتک،پروانه هم پیوند با ستاره صبح است که روح مرده را تقدیم می کرده است.

آزتکی ها بر این باور بودند که به خواب دیدن مرده خوشحال به شکل پروانه های زیبا،آنان را مطمئن می کرد که بستگان آنها در وضعیت خوبی در آن دنیا به سر می برند.

پروانه های رنگارنگ که در اطراف منزل و روی گلهای باغچه پرواز می کردند ،برای مردان آزتک ،ارج و مقام اجتماعی به ارمغان می آورد. بی ادبی تلقی می شد که اگر از بالا دسته گلی را بو بکشند.باید همواره از پهلو و کنار،گلها را بو می کشیدند،زیرا بو کشیدن از سمت بالا ،فقط برای روح بود،جایی که ارواح از رایحه خوش عطر لذت می بردند و به این دلیل سمت بالا،فقط برای ارواح اختصاص داشت.

 پروانه در فرهنگ ها و باورهای جوامع مختلف

زمین خانه ما

پروانه در فرهنگ ها و باورهای جوامع مختلف:

از دوران باستان،شکل بال دار پروانه،سمبلی از روح انسانی به تصور آمده است.

در مصر باستان،پروانه ها ،احتمالا یکی از لذت هایی بوده اند که درگذشتگان در زندگی بعد از مرگ داشته اند،آنها بازتاب دهنده باور مصریان در مورد ابدیت روح انسانی بوده اند.

در یونان و در تمدن عصر مفرغ در جزیره کرت،ارسطوبه پروانه نام psyche را داد که به یونانی معنای روح را دارد،همچنین نام Eros اروس،هم بوده است.اروس مفهومی در فلسفه یونان باستان است که به عشق حسی یا پرشور اشاره دارد که اصطلاح اروتیک از آن گرفته شده است. اروس نیز در فلسفه و روانشناسی به معنای بسیار گسترده تری ، تقریباً معادل "انرژی زندگی" مورد استفاده قرار گرفته است.

سیب/ضرب المثل

درخت بلند/ضرب المثل

برگی از تاریخ:  امیرکبیر،ناصرالدین شاه و عباس میرزا

برگی از تاریخ:

امیرکبیر،ناصرالدین شاه و عباس میرزا

این تصویر در سال ۱۲۶۷ قمری (یک سال قبل از عزل امیرکبیر) توسط ابوالحسن غفاری و در طول سفر به اصفهان کشیده شده‌است. در این سفر ناصرالدین‌شاه قصد نداشت عباس میرزا ملک‌آرا (برادر ناتنی خود که از کودکی مورد نفرت ناصرالدین بود و هم چنین تصور می‌کرد که به تاج و تخت چشم دارد) و مادر وی را همراه ببرد اما به اصرار امیرکبیر آنان همراه کاروان شدند. در هنگام بازگشت شاه، عباس میرزا را حاکم قم نمود تا در حالتی تبعید گونه از پایتخت دور بماند. امیرکبیر فرمان شاه را نقض کرد و به آن‌ها دستور داد همراه کاروان شوند. شاه با امیرکبیر به منازعه برخاست و بر حکم خود اصرار کرد و در ضمن به امیرکبیر بی‌اعتماد شد. ابوالحسن غفاری (عموی کمال‌الملک) در این پرده نقاشی که در اصل برای کتاب هزار و یکشب ترسیم شده، هارون الرشید را به شکل ناصرالدین شاه و جعفر برمکی را به شکل امیرکبیر در کنار جوانی که احتمالاً عباس میرزاست نقش کرده‌است که این نقاشی را می‌توان به هوشمندی و آینده‌نگری نقاش یا به بدخواهی و دشمنی او با امیرکبیر منتسب کرد.

درخت غان در فرهنگ مردمان بومی امریکا:

زمین خانه ما

درخت غان در فرهنگ مردمان بومی امریکا:

درخت غان دارای اهمیت زیادی در فرهنگ بومیان امریکایی است. این اهمیت ناشی از ورقه های پوست محکم،انعطاف پذیر و شدیدا ضد آب آن است.پوست غان توسط بومیان امریکایی برای موارد مختلفی از قبیل پوشاندن قسمتهای بیرونی قایق های کانو ،عایق بندی خانه ها و ساخت سبد،کارهای هنری،و تهیه نقشه مورد استفاده بوده است.

در بعضی از جوامع قومی،باور بر این بوده است که پوست غان،هدیه مقدسی از نانابوژو،قهرمان فرهنگ اوجیبوه است و بدن مردگان را در مراسم کفن و دفن با آن می پوشانده اند. در فولکور اوجیبوه(اکنون بومیان جنوب کانادا و شمال غرب میانه امریکا) معروف است که درختان غان نسبت به رعد و برق ایمن هستند و به این خاطر بهترین سرپناه در مواقع رعد و برق و تندر هستند.