♟️از خیام
🌾🌾🌾
خیام حافظه بسیار خوبی داشته است. او یکبار کتابی را در اصفهان می خواند، به نیشابور می رود و در نیشابور آن کتاب را دقیق دوباره نویسی می کند.
بطور مشابه، یک مورد را که ورزشکار بوده و البته با خیام کمتر قابل مقایسه است را مثال می زنم. در روزگاری میخائیل تال قهرمان شطرنج دنیا شد. شاید بی همتاترین روش بازی شطرنج را میخائیل تال داشته است. حرکاتی بسیار ریسکی که ۲۵ _۳۰ حرکت بعد حریف اجبارا تسلیم می شود. تداوم قهرمانی میخائیل تال به علت سنگ کلیه حاد میسر نشد.
زمانی که میخائیل تال بچه کوچکی بوده ، روزی پدرش که استاد پزشکی دانشگاه مسکو بوده، تاخیر می کند و به همین دلیل میخائیل را بجای مهد کودک به کلاس درس آناتومی پزشکی می برد که دانشجویان ترم های بالای پزشکی آن درس را می گذرانده اند. پدرش دوستی داشته که بعد از ظهرها به منزل شان می رفته و با پدر میخائیل شطرنج بازی می کرده است. در آن روز خاص، وقتی پدر میخائیل شرح چگونگی بردن میخائیل به کلاس درس آناتومی را به دوستش می گوید،دوست او از میخائیل می پرسد که آیا کلاس برایت خسته کننده نبود؟
میخائیل می گوید نه، درس آسانی هم پدرم تدریس می کرد.
آن دوست به شوخی می پرسد، مثلا چه درس داد؟
و میخائیل تمام مطالب آناتومی را با ذکر جزئیاتی که پدرش تدریس کرده بوده، بازگو‌می کند.
آن دوست و البته پدر میخائیل بسیار متعجب می شوند و آن دوست به پدر میخائیل تال پیشنهاد می کند، او را به مدرسه شطرنج بفرستید. میخائیل تال یکی از نوابغ بی نظیر شطرنج می شود. بازی‌های او بسیار مهیج و با انجام حرکات بسیار ریسکی و البته دقیق انجام می شده است. متاسفانه درگیری او با سنگ کلیه اجازه نداد که او در دنیای شطرنج ، بطور طولانی دوام بیاورد.