انقلاب شیشه
♟انقلاب شیشه
🌈🌈🌈
بعد از وقایع شهریور ۱۳۲۰، در ایران و تهران قحطی نان می شود. نان کوپنی هم به سختی پیدا می شده است.این قحطی آنچنان سخت است که بعضی از مردمانی که در اطراف کشتارگاه، زندگی می کرده اند، خون های کشتارگاه را می گرفته اند و می جوشانده اند و بعنوان تنها غذای ممکن مصرف می کرده اند.
در ۱۷ آذر ۱۳۲۱ مردم آشوب می کنند و شیشه های مغازه های غذافروشی ها و شیرینی فروشی ها را می شکنند. روزنامه های آن زمان این اتفاق را انقلاب شیشه نامیده اند.
یک اتفاق جالب هم در وقایع انقلاب شیشه رخ می دهد.
بر اساس نوشته محمد ساعد مراغه ای که در آن زمان وزیر خارجه بوده؛قوام السلطنه که نخست وزیر بوده، سرهنگ ابراهیم ارفع/پسر ارفع الدوله سیاستمدار دوره ناصرالدین شاه/ را احضار می کند و به او دستور می دهد:
" برو و مردم را به گلوله ببند:
سرهنگ ابراهیم ارفع ، راست مقابل قوام می ایستد و می گوید:
من گرسنه را با گلوله نمی زنم.
در میان تیرگیهای شب دیجور هم
گاهگاهی اختری باشد که پاشد نور هم
سرگذشت این سرهنگ ابراهیم ارفع هم مثل همه آدم های خوب در ایران، کوتاه است.
او و چند افسر عالی رتبه ایرانی برای دیدن میدان های جنگ (جنگ جهانی)سوار یک هواپیمای انگلیسی می شوند و این هواپیما سقوط می کنند و همه کشته می شوند. در آن زمان شایعه شده بود که این کار عمدی بوده است. سرهنگ ارفع در آن زمان، فرماندار نظامی تهران بوده است.