♟خوب است عاقبت کار از اول اندیشیده شود.
🌈🌈🌈
بعضی جملات را می شود جملات طلایی نامید و در موردشان از جنبه های متفاوت می توان حرف زد و مطلب نوشت.
امیر نظام گروسی یک زمانی پیشکار و مربی مظفرالدین شاه بوده است.بعنی همان نقشی را که امیرکبیر در زمان ولیعهدی ناصرالدین میرزا ؛ زمانی که هنوز ناصرالدین شاه نشده بود، امیر نظام گروسی هم برای مظفرالدین میرزا داشته و چون تبریز محل تمرین حکومتداری شاه آینده بوده، اینها هم داراالحکومه تبریز را اداره می کرده اند.
البته در سوابق حکمرانان ایران یک چیزهایی مثل ارثیه منتقل به شاه بعدی شده است. مثلا ناصرالدین شاه فقط دو سال و نیم امیرکبیر را نگهداشت. در این مدت او را وادار کرد که لگد به عشق اولش بزند و او را طلاق دهد و خواهر ناصرالدین شاه را به زنی بگیرد و بعد هم او را به حمام فین کشاند و به عمرش پایان داد.
در مورد مظفرالدین شاه هم یک روایت مشابه وجود دارد و گویا این امیر نظام گروسی در آخر عمر و در کرمان، در حالی که والی آنجا بود، شبی یک قاصد از تهران به کرمان می رود، سوغات مظفرالدین شاه را که قهوه معروف قجری بوده، به او می دهد و می گوید یا این را بخور و بمیر و یا تمام خاندان تو با فضیحت، کشته خواهند شد و امیر نظام گروسی هم برای نجات خانواده اش این قهوه را نوش جان می کند که البته جان ستان بوده است. و قاصد هم ، صبح وقتی که خیالش از قهوه خوری امیرنظام راحت می شود، بلافاصله به تهران برمی گردد.
اینکه چرا چنین اتفاقی افتاده یک ربطی به ما بیرجندی ها هم دارد که بعدا خواهم نوشت.
بهر جهت این امیر نظام گروسی ، پیشکار مظفرالدین میرزا در دوران ولیعهدی اش در تبریز بوده و روزی ناصرالدین شاه به ولیعهد ،نامه ای می نویسد که ظل السلطان حاضر است دو کرور پول برای تغییر ولیعهد تقدیم ما کند. و ظاهرا ناصرالدین شاه وسوسه شده و یا انتظار داشته همان مقدار را ولیعهد بدهد تا در جای خود بماند. این هم یک اخلاق حاکمان است. یکی مثال دیگ آن نادر شاه یا شاه عباس هستند،که چشمان پسرانشان را کور کردند ، یکی هم با دو کرور پول سمت ولیعهدی را به این و آن می دهد.
مظفرالدین میرزا نامه ناصرالدین شاه را به امیر نظام نشان می دهد و مشورت می خواهد. و امیر نظام از قول ولیعهد ، نامه ای می نویسد تا به ناصرالدین شاه برسانند. او اینطور می نویسد:
"بعد از آن دو کرور،برای تغییر شاه چه تقدیم خواهد کرد؟خوب است که عاقبت کار، از اول اندیشیده شود."
واقعا خیلی خوب است که عاقبت کار از اول اندیشیده شود. در دنیای امروز به این رویکرد، آینده اندیشی می گویند.