ما دوام آورديم
♟ما دوام آوردیم
🌺🌺🌺
وقتی این عنوان را انتخاب کردم ناخوداگاه ،انتهای کتاب برمی گردیم گل نسرین بچینیم، به ذهنم تداعی شد.
می خواستم بهانه ای پیدا کنم و پیرامون یک رباعی خیام ، چیزی بنویسم.
آن رباعی را در مطلع کتابی با عنوان بنگر به جهان نوشته آقای دکتر سید فرخ فروهنده که استاد ریاضی دانشگاه شاهرود بودند و اکنون در این جهان نیستند، خواندم.
پسرم احسان در دوره کارشناسی، دانشجوی ایشان بوده است. معمولا احسان ، ریش بلند و موی سر بلندی در دوره دانشجویی داست، هر چند که الان هم همانطور است.دکتر فروهنده، کم ،حضور و غیاب می کرده، یکبار در اوایل ترم و شاید یکی دوبار در اواخر ترم. یک روز در اواخر ترم که احسان موی سر و ریش خود را از ته تراشیده بود، دکتر فروهنده، حضور و غیاب می کند و وقتی به اسم احسان می رسد و او اعلام حضور می کند ، دکتر فروهنده می گوید تو اولین جلسه ای است که در کلاس حاضر شده ای و تا همه کلاس تایید نمی کنند که این دانشجو همان دانشجوی ریشو ست دکتر فروهنده غ جلوی اسم احسان را پاک نمی کند.
بعدا چند کلامی در مورد این کتاب خواهم نوشت.
رباعی این است:
آنان که محیط فضل و آداب شدند
در جمع کمال ،شمع اصحاب شدند
ره زین شب تاریک نبردند بیرون
گفتند فسانه ای و در خواب شدند.
شاید این رباعی شرح حال هر کسی و از جمله دکتر فروهنده باشد.
آنچه اکنون هر کدام از ما ،انجام می دهیم همان فسانه ای است که خیام می گوید و می دانیم که خود او در چه زمانه ملتهبی ، در این دنیا بوده است.
ما هم تا آن روز که در خواب شویم، فسانه خود را می سرایبم و تلاش می کنیم دوام بیاوریم. فقط از روزگار گلایه داریم که کاش زندگی برایمان ، بیش از دوام آوردن ، معنا پیدا می کرد.