♟️تلنگری
🌾🌾🌾
کتاب " بنگر به جهان" نوشته مرحوم دکتر فروهنده ، استاد ریاضی دانشگاه شاهرود را خواندم. مطالب کتاب مرا به یاد خود ایشان انداخت. کم اما در چند نوبت ایشان را دیده بودم.در دوران کرونا در حالی که از نبود واکسن و ریه ضعیفش بواسطه سیگاری بودن و آنهم یک سیگاری قهار، در رنج و ترس بوده که اگر واکسن به ایران نیاید با این ریه چه کنم؟ اما درست در همان ایام متوجه سرطان چشم می شود و ..
این کتاب، حاوی چند نامه فلسفی است که به دوستی در امریکا نوشته و در حالی که سرطان در بدن دکتر فروهنده در حال پیشرفت بوده و کرونا هم در دوره وحشتناک خود بوده است. (براستی چه روزهایی بودند آن روزها. مردم جرات نداشتند به تشییع جنازه نزدیکترین دوستان و یاران خود بروند.)
دکتر فروهنده در یکی از نامه هایش شرح تلاش هایی را می نویسد که در گروه ریاضی، سعی داشته درس فلسفه علم و تاریخ علم را به تایید برساند.
او خاطره ای از دکتر الهی را بازگو می کند که بعد از جنگ جهانی دوم در آلمان فلسفه می خوانده است و در یک جلسه ای، یک سخنران ، کانت شناسی درس می داده است. دانشجویان بطور رایگان، اما ایستاده می توانسته اند به سخنرانی گوش کنند. بقیه که روی صندلی مستقر می شده اند، با خرید بلیط ۶ مارکی در جلسه حاضر بوده اند. در آن زمان با ۶ مارک می توانسته اند یک پالتوی دست دوم بخرند ، بلیط های آن سخنرانی برای سه شب پیاپی پیش فروش شده و اغلب این مستمعین، کارگر ، خیاط، مکانیک و دندان پزشک و امثال اینها بوده اند و دکتر فروهنده نوشته که در دانشگاه شاهرود بمناسبت روز جهانی خیام یک مراسمی بوده و ایشان هم سخنران جلسه. و قرار بوده از دانشجویان نخبه ریاضی هم تجلیل شود. افراد نشسته بر صندلی‌های دو ردیف اول که همکاران دانشگاهی ایشان بوده اند، از همان ابتدا چرت می زده اند و نه بحث فلسفه تاثیری بر آن چرت نداشته و نه ورود به مباحث رباعیات خیام و نه بحث هندسه او و عجیب تر اینکه در بین سخنرانی ، پیامکی به موبایل ایشان ارسال می شود که " تمامش کن، بیا پایین" و چند وقت بعد ایشان متوجه می شود که ارسال کننده آن پیام، دانشجوی نخبه ریاضی خودش بوده است.
و حال باید بپرسیم چرا آلمان آنطور و ما اینطور شده ایم.