سه بز
♟سه بز
🌈🌈🌈
سه بز در تاریخ مشهور هستند، البته هر سه تا بواسطه صاحبان خود این معروفیت را بدست آورده اند و هر کدام هم، به نوعی درس آموز هستند. به لحاظ قدمت و به ترتیب، به هر کدام یک اشاره ای داریم.
اول: بز اخفش
بز اخفش یک تمثیل معنادار است.و به کسی بز اخفش می گویند که موضوعی را ندانسته، تایید کند.سرجنباندن تایید آمیز و از روی بلاهت.
اخفش در تاریخ چند نفر هستند. اخفش به کسی می گویند که چشمان ریز، ضعیف و کم سو دارد. در تاریکی بهتر می بیند و دیدش در نور کم و در مواقع مه و ابر، بهتر از زمانی می بیند که نور کافی وجود دارد. البته در فرهنگ معین آمده است که اخفش، مصحف کلمه اعمش است و اعمش اسم شخصی هست. بهر جهت، معروفترین اخفش ها، سعیدبن مسعده خوارزمی است که در قرن دوم هجری می زیسته است.وی از شاگردان و اصحاب سیبویه است ، ایرانی و مولف کتاب الاوسط در نحو می باشد.
این اخفش ، آدمی زشت و کریه المنظر بوده و هیچ طلبه ای با او وارد بحث نمی شده است.اخفش علاقمند بوده که هر چه می گوید، تایید کنند و چون تایید نمی گرفته ، ناراحت می شده است.او بزی را تربیت می کند که هر وقت تایید می خواسته، بز ، سر و ريشش را می جنبانده است.
می گویند اخفش ، طنابی از سقف توسط قرقره ای بسته بوده و یک سمت آن ،در دست وی و سمت دیگرش، بر گردن بز بسته بوده است و وقتی می گفته" پس مطلب معلوم شد"، سر طناب را می کشیده و گردن بز بالا و پایین می رفته و اینطور، تایید می گرفته است.
دوم : بز حاجی میرزا آقاسی
اگر چه بیشتر در ادبیات و تمثیل ، اصطلاح بز میرزا آقاسی مشهور است، اما گویا این بز نبوده و گاومیش بوده است. اما چون مطلب همان است، به آنچه در اصل صحیح تر است می پردازم، اگر چه اصطلاح بز میرزا آقاسی مصطلح تر است.
حاجی میرزا اقاسی، صدراعظم محمد شاه بوده است و تقریبا در دوره محمدشاه، او همه کاره ی کشور بوده و محمدشاه به او اعتماد زیادی داشته است. او ۱۳ سال صدراعظم بود و با فوت محمدشاه و برآمدن ناصرالدین شاه، او از صدارت خلع شد.
دلیل نفوذ حاجی میرزا آقاسی بر محمد شاه، این بوده است که با وجود اینکه عباس میرزا پسر فتحعلیشاه، نایب سلطنت بود، اما میرزا آقاسی برای محمد میرزا پیش بینی کرده بود که او شاه خواهد شد و همین امر موجب شد که میرزا آقاسی، همه کاره کشور باشد. من شخصا گمان بر این دارم که در اتفاقی که برای عباس میرزا افتاده، انگلستان و میرزا اقاسی بی تاثیر نبوده اند.بگذریم.
حاجی میرزاراقاسی یک گاومیشی داشته که هر جا که می رفته، کسی حق و جرات، راندن این گاومیش را نداشته است. وقتی در بازار می افتاده، بازاری ها، تند تند وسایل شان را از مسیر این گاومیش جمع می کرده اند تا نشکند . گاومیش وارد دکان ها می شده و هر چه می خواسته، می خورده است. بعدا، گویا عده ای توطئه می کنند و مخفیانه این گاومیش را می کشند. اصطلاح " مثل بز حاجی میرزا آقاسی " دلالت بر رفتاری دارد که فرد بی اجازه و متکی به قدرتی که در پشتش هست به هر کجا که می خواهد ، سرخود، می رود و کسی جرات جلوگیری ندارد.
سوم: بز گاندی
سومین بزی که در موردش می گویبم، بز گاندی است. مهاتما گاندی رهبر انقلاب هند، یک بز داشت که آن را نماد عدم وابستگی و نوعی زندگی ساده زیست قرار داده بود.از موی بز، برای خود،لباس درست می کرد و از شیر بز، ماست و سایر فرآورده های لبنی درست می کرد و در واقع اینطور نشان می داد که وقتی برای زندگی مرا یک بز کافی است، دیگر به چه نیاز دارم. در مورد بز گاندی یک اتفاق جالب این است که زمانی که گاندی می خواست به پارلمان انگلستان برود تا در مورد استقلال هند مذاکره کنند، بر اساس قوانین موجود، او نمی توانست بز خود را ببرد، چون ورود حیوانات به پارلمان ممنوع بود و گاندی بی بز نمی رفت. پارلمان انگلستان قانونی تصویب کرد که این است:
"ورود حیوانات به پارلمان انگلستان ممنوع است، بجز بز گاندی."