♟با خیام
فصل گل و طَرف جویبار و لب کِشت
با یک دو سه اهل و لُعبتی حورسرشت

پیش آر قدح که باده‌نوشان صبوح
آسوده ز مسجدند و فارغ ز کِنشت

اگر چه سن ما دیگر اجازه فکر کردن به این نمی دهد که در فصل بهار و در کنار جویبار و چشمه، به‌خوبی بگذرانیم و اینها شاید بیشتر هدیه زمانه ای باشد که در آن زیست می کنیم!
خیام اما یادش نمی رود که باید شهد جان زندگی را تا آخر نیوش کرد و همینطور مرتب یادآور می شود با اصحاب مسجد و کنشت تفاوت نکاه دارد.