یک نامه از قائم مقام فراهانی
♟یک نامه از قائم مقام فراهانی
🌈🌈🌈
قائم مقام مدتی پیشکار و وزیر عباس میرزا بود و بعدا صدراعظم محمد شاه شد. وی خواهر عباس میرزا ، شاه بی بی، دختر نهم فتحعلیشاه را که قبلا همسر محمد امین خان نسقی چی باشی، پسر خاله اش بوده و با حکم صدارت قائم مقام ، از پسر خاله طلاق می گیرد و با قباله صدارت، زن قائم مقام می شود.
در سال ۱۲۴۶ ق/۱۸۳۰ میلادی در تبریز طاعون می آید و بی بی شاه خانم برای اینکه از بلا دور باشد، قائم مقام او را به ییلاق می فرستد و این نامه مربوط به آن زمان است و میزان حسن خلق و آسایش قائم مقام را از داشتن همسری که دختر شاه و خواهر ولیعهد هست را نشان می دهد، و البته تندی مزاج و یکدندگی قائم مقام را هم می توان در متن دید :
" ...قربانت شوم، خدای تعالی به فضل و کرم خودش همه چیز به شما داده سوای حوصله...نوشته اید عمارت اوجان نخواهم ماند،مختارید، پس بفرمایید کجا خواهید رفت؟حالا که در اوجانید و نه وباست و نه طاعون و نه سرما و نه گرما اینطور بر سر من می آورید،اگر به شهر بروید پناه بر خدا که تا بشنوید در محله ی حکم آباد یک نفر دمل به هم رسانیده من باید از ایران فرار کنم و در نجف اشرف بست بنشینم.قربانت شوم!من طاقت شنیدن این حرفهای شما را ندارم، دختر پادشاه هستی، بی تربیت بالا آمدی.خوشامدگو بسیار، دلسوز و غمخوار کم.
دوستی نایب السلطنه روحی فداه مرا به نوکری شما داده بلکه بتوانم تربیت کنم.اما من غلط می کنم.توبه کار می شوم.اختیار با خودت هست. هر جا می خواهید بروید....نوشته اید از زن خوف می کنی ...بلی قربانت شوم. من قشونی و شمشیربند نیستم، ادعای رستمی و اسفندیاری هم ندارم. میرزای فقیر مفلوک ترسوی عاجز هستم، از زن می ترسم، از موش می ترسم، از خزه های ته جو می ترسم...."