♟با خیام
🌈🌈🌈



برخیز و مخور غم جهان گذران
بنشین و دمی به شادمانی گذران

در طبع جهان اگر وفایی بودی
نوبت به تو خود نیامدی از دگران

یک زمان این سخن خیلی باب شده بود که اگر این میز به کسی وفا می کرد، به من و تو نمی رسید.بیشتر هم اهل سیاست این حرف را می زدند تا بگویند که این میز و مقام، باید پایه ای برای خدمت ایجاد کند و به صاحب آن پست و میز یادآور می شد که این پست و مقام ها موقتی است و از این فرصت اندک ، بهترین بهره را برای خدمت باید برد. اگر چه بعضی، همین موقتی بودن را فرصتی مغتنم برای پر کردن جیب و بکار گماری دوستان و خویشان و همدسته ای خود یافتند و به مسیر متفاوتی از آن سفارش اخلاقی رفتند.
این توضیحات را دادم تا بگویم که به گمانم این نگاه به میز و پست هم می تواند از این بیت خیام، به ذهن گوینده رسیده باشد ، وقتی که می گوید:
در طبع جهان اگر وفایی بودی
نوبت به تو خود نیامدی از دگران.
خیام در همان بیت اول ‌مسیری را که سفارش همیشگی او از زیست در این جهان متصور است را بیان کرده و می گوید ؛
بنشین و دمی به شادمانی گذران.
و به یاد این شعر استاد عبدالملکیان، دوست عزیزی که دلم برایش تنگ شده، افتادم:
کنارم بنشین
بخند
دیگر برای پیرشدن فرصتی نیست.