♟خوش نشین
🌈🌈🌈
آتش سوزی در شهر لس آنجلس سبب شد که خوش نشینی و خوش نشین را در اخبار بشنوم.
در خبرهای آتش سوزی در شهر لس آنجلس امریکا، خبرنگاری گزارش می کرد که تقریبا صد تا یکصد و پنجاه هزار نفر ایرانی بر اثر این آتش سوزی ، خانه و زندگی آنها تحت تاثیر آتش است.
اجازه دهید خوش نشینی را در تاریخ کشورمان اندکی دنبال کنیم تا مجددا به آتش سوزی در لس آنجلس برسیم:
📕ناصرالدین شاه طی فرمانی اعلام می کند که زارعین ایرانی خوش نشین هستند. این حرف یک فرمان آزادی کشاورز هم هست. در اروپا به سیستم فئودالی آنجا که در قرون وسطی برقرار بود، سرواژ می گفتند، یعنی رعیت که به او سرف می گفتند، وابسته به زمین بود و با خرید و فروش زمبن، سرف هم به مالک جدید تعلق داشت. وقتی تولید کارگاهی و صنعتی در شهرهای اروپا شکل گرفت، یک راه آزادی این سرف ها، فرار و مهاجرت آنها به شهرها بود تا بجای کار کشاورزی، کارگر صنعتی شوند و برای این سرف های فراری از محیط کشاورزی، آزادی ناشی از رها شدن از قیود سرف بودن، حتی مهمتر از سایر جنبه های جدید زندگی در شهر بود.
بهر جهت ناصرالدین شاه، با فرمانی، اعلام کرد که کشاورزان و رعیت ها در روستا، خوش نشین هستند و وابسته به زمین نمی باشند. آنها حق داشتند برای ارباب دیگری در آن ده، کشاورزی کنند و یا به دهات دیگری بروند.همچنین این اطلاق خوش نشین به انها، به این مفهوم هم بود که آنها حق سکونت و خانه سازی در روستا را دارند و این حق موکول به اجازه ارباب نبود.
📕 وضعیت خوش نشینی بعد از فرمان ناصرالدین شاه، آرام آرام تغییر کرد. رعیت هایی که به هر دلیل از روستای قبلی به روستای جدید رفتند، اگر اربابی پیدا نمی کردند تا بر روی زمین او کشاورزی کنند، خوش نشین نامیده می شدند. لذا خوش نشینی مفهومش عوض شد. خوش نشین به کسی می گفتند که معمولا در آن روستا، غریبه بود، زمین نداشت و بر روی زمین کس دیگری هم کار نمی کنند.
و آرام آرام،لفظ خوش نشین به کسی گفته می شد که شاید به طعنه گوشه میدان روستا می نشست و دلواپسی های کشاورزان و رعیت ها را نداشت. رعیتها و کشاورزان مرتب یا باید به کارهای مزرعه می رسیدند و یا به گاو و خر خود غذا و آب می دادند و یا به بز و گوسفند می رسیدند و خوش نشین، با خوشی در گوشه ای می نشست و دغدغه ای نداشت.
📕افتو نشین
در روستاهای بیرجند به خوش نشین افتونشین( آفتاب نشین) می گفتند. معمولا در فصل بهار و تابستان بدلیل حجم زیاد کارهای کشاورزی، برای خوش نشین ها، کارهای موقتی وجود داشت، اما در فصل زمستان که کارها کمتر بود، کسی به کار خوش نشین ها ، نیازی نداشت. آنها در روزهای سرد زمستان، در جایی آفتابگیر، می نشستند و معمولا با جلک( دوک نخ ریسی_ با کسره ج ، فتحه ل) نخ پشمی یا مویی از پشم گوسفند و موی بز، می ریسیدند و شپش تنبانشان را می کشتند!!
📕خوش نشین در دوره پهلوی:
در اصلاحات ارضی، خوش نشین ها ، جزو ساکنین روستا به حساب نیامدند و در تقسیم اراضی، کماکان بی زمین ماندند.
📕خوش نشینی عصر حاضر:
اگر خوش نشینی در روستاهای ایران در عصر قاجار و پهلوی یک مفهوم کنایه آمیز، بخصوص در پایان دوره قاجار و عصر پهلوی داشت و در حالی که رعیت ها و کشاورزان در روستا، مثل داستان حسنک کجایی؟ فرصت سرخاراندن نداشتند، خوش نشین ها، از بیکاری و نداری، خوش به نشستن بودند‌ آنها زندگی خوشی نداشتند و از فقیرترین اقشار روستاها بودند.
اما در عصر جدید، داستان تغییر کرده است. خوش نشین کسی است که با پول هایی که از مشاغل خود در شهر بدست آورده، به روستا می رود، ویلایی می سازد و یک زندگی فارغ از کار آن روستا، در روستا دارد. خوش نشین به معنای واقعی. البته مشکلات کم آبی در مناطقی از کشور ‌ و ایجاد علاقه به زندگی در جایی که آب باشد، سبب شده که مناطق روستایی خوش آب و هوا و بخصوص مناطق روستایی شمال کشور، مورد هجوم خوش نشینان قرار گیرد. شرکت های بساز و بفروش، با کمک بعضی اعضای شوراهای روستایی، گاهی، تمام اراضی یک روستا را می خرند و به مهاجرین از سایر نقاط کشور و یا کسانی که در تعطیلات به آنجا می روند، می فروشند. لذا در شمال دو نوع خوش نشین پیدا شده، یک گروه که صاحب ویلا هستند و آمده اند تا خوش بگذرانند و خوش نشین واقعی هستند.و گروهی که معمولا ساکنین قبلی همان روستاها هستند. آنها هم اکنون، نگهبان و سرایدار آن ویلاها شده اند و خوش نشین کنایه آمیز در تاریخ زندگی روستایی ایران مجددا در شمال کشور شکل می گیرد.
📕 و حالا مجددا به لس آنجلس برویم.خبرنگاران و گزارش هایی که وضعیت ایرانیان ساکن محلات بورلی هیلز،وودلند هیلز،بل ایر و تارزانا را مطرح می کنند، گفته اند که در این محلات اعیان نشین، ایرانیانی به واقع خوش نشین وجود دارند. که البته این خوش نشینی را که اکنون در ویلاهای روستاهای شمال کشور،داریم، الگویی از همان خوش نشین های لس آنجلس هستند. اگر به مردمان امریکا،فرانسه، انگلستان یا آلمان و سوئیس نگاه کنیم، آنها سرمایه ی کشورشان را برنمی دارند تا به کشور دیگری ببرند و آنجا خوش نشین باشند.بخش مهمی از قدرت کشورها در حجم سرمایه و نیروی انسانی آنهاست. خوش نشینی در لس آنجلس به ما نشان می دهد که ایران از طریق درز سرمایه و نیروی انسانی ، نمی تواند با مثلا سوئیس مقایسه شود‌. سوئیسی ها در سوئیس می مانند، اما ایرانیان به خوش نشینی سایر کشورها می روند. برای اینکه کارمان،مرتب نقطه سر خط نشود و سرمایه و نیروی انسانی ما،به خوش نشینی سایر ممالک نروند، تا آنها غنی تر و ما فقیرتر شویم، باید به جد، چاره اندیشی کرد. این یک ضرر بزرگ است که از انتهای دوره ی قاجار شروع شده و کماکان ادامه دارد.