با خیام
♟با خیام
🌈🌈🌈
گر بر فلکم دست بدی چون یزدان
برداشتمی من این فلک را ز میان
از نو فلکی دگر چنان ساختمی
کازاده بکام دل رسیدی آسان
در این رباعی، خیام باورمند به خداست،گر بر فلکم دست بدی چون یزدان.
اما می گوید اگر مرا آن توانایی بود که خدا دارد و بر فلک، چیره بودم، سرشت فلک را بگونه متفاوتی می سرشتم که انسان های آزاده، به مراد دل شان به سادگی برسند و آنها را در انتظار بهشت نگه نمی داشتم.
عبدالله انصاری هم جمله ای دارد که تقریبا همین معنا را می رساند:
خداوندا بیافریدی ما را رایگان!
پس بیامرز ما را رایگان!
که تو خداوندی نه بازرگان!
و این بیت حافظ هم می تواند الهام گرفته از همین رباعی باشد:
دولت آن است که بی خون دل آید به کنار، ور نه با سعی و عمل باغ جنان اینهمه نیست
و اگر خیام سرشت چرخ را می خواهد عوض کند و از نو فلکی بسازد، حافظ به کنایه می گوید:
قصر فردوس به پاداش عمل می بخشند
ما که رندیم و گدا،دیر مغان ما را بس!