وحشی بافقی
♟️وحشی بافقی
🌾🌾🌾
اول این بیت را از او بخوانیم:
شاخِ خشکیم
به ما سردیِ عالم
چه کند؟
پیشِ ما برگ و بری نیست
که سرما ببرد.
❗وحشی بافقی همانطور که از نامش پیداست در بافق بدنیا آمده و مقبره اش در یزد است. شاعر قرن دهم است و مثل سعدی، آدم پر سفری بوده است.
❗یکی از آثار مهم او مجموعه ی فرهاد و شیرین است.
دو سه بیت از شروع آن را که معمولا در آثار شاعران، اختصاص به مدح خداوند دارد را بخوانیم.
الهی سینه ای ده آتش افروز
در آن سینه دلی و آن دل همه سوز
هر آن دل را که سوزی نیست دل نیست
دل افسرده غیر از آب و گل نیست
دلم پر شعله گردان، سینه پردود
زبانم کن به گفتن آتش آلود
وحشی بافقی یک نیای جالب هم دارد. خود وحشی بافقی نوشته که او از اولاد وحشی است. این وحشی کسی است که در جنگ بدر، حمزه سیدالشهدا را کشته است و بعدا توبه کرده و برای سپاه اسلام می جنگیده است. در لشگرکشی عبدالله بن عامر به ایران و تعقیب یزدگرد، وقتی به او خبر می دهند که یزدگرد از راه سیستان به سمت خراسان می رود و راه کویر هم می رود، عبدالله بن عامر هم از بم و یا از نیمه راه سیستان به تعقیب یزدگرد می رود. در نزدیک یزد سپاه او راه را گم می کنند و در فهرج گروهی از آنان بدست مردم آنجا کشته می شوند و از جمله کشته شدگان ، همین وحشی بوده است.انان در فهرج دفن می شوند و الان آن قبرستان در فهرج وجود دارد و معروف به قبرستان شهدای فهرج می باشد.
بهرحال وحشی بافقی از احفاد وحشی می باشد که در کارنامه ی او هم قتل حمزه هست، هم توبه و تا سال سی هجری در سپاه اسلام جنگیده است و نهایتا در کویر گم شده اند و توسط اهالی فهرج کشته شده اند.