♟️حکایتی از عبید زاکانی
🌾🌾🌾
عبید زاکانی حکایتی در رساله ی دلگشا دارد که به شنیدنش می ارزد.
"اعرابیی را گفتند همانا پیر شدی و عمر خویش را به بطالت گذراندی، توبه کن و به حج رو.
گفت: مرا سیم نیست تا بدان حج گزارم.
گفتند؛ خانه را بفروش.
گفت:
چون باز گردم کجا بنشیم؟ ولی اگر باز نگردم و مجاور شوم ، خدا نخواهد گفت که ای احمق، چرا خانه ی خود فروختی و به خانه ی من فرود امدی؟"