آشنار
♟️آشنار
🌾🌾🌾
در قدیم که آب لوله کشی نبود و قنات ها هم به همین دلیل دایر بودند، اشنار هم بود.
چرا سرنوشت آب لوله کشی و قنات را به هم وصل می کنم؟
در واقع ربطی به هم ندارند، اما ما آنها را بهم ربط داده ایم. معمولا رفتار ما با تکنولوژی ، حالت افراط و تفریط دارد. یا تکنولوژی را کلا پس می زنیم و آن را از مصادیق استعمار دانسته ایم، لذا تکنولوژی و ما در دو سمت متفاوت بوده ایم. با این رویکرد بسی ضرر کرده ایم و چسب و سوزن منگنه را هم مجبور شده ایم وارد کنیم. طبیعی است که پس از مدتی، گروهی آگاهانه، تلاش می کنند تا همین رابطه ناهمتراز با تکنولوژی حفظ شود، زیرا آنها از طریق وارد کردن چنان محصولاتی، به سودهای بزرگ می رسند.
در سمت دیگر، وقتی تکنولوژی را وارد می کنیم، از آن به شکل افراطی استفاده می کنیم. آنقدر چاه زده ایم که قنات های تمدن چند هزارساله ی ایران را خشکانده ایم و الان مرتب در اعماق پایین تر، در جستجوی آب هستیم. کی زمین به ما دست رد بزند، دور نیست. اگر اندکی فهم باشد،صدای آن ساز ناخوش، شنیده می شود، فقط کو گوش شنوا.
اشنار راه آبی بوده است که آب قنات را وارد خانه ها می کرده و در آب انبار، آن را ذخیره می کردند و به مصرف می رسانده اند. خانه ی دایی جان ناپلئون را حتما خوانده یا دیده اید.البته معمولا، خانه های قدیمی باغ و باغچه ای هم داشته اند و این آشنار، محل ورود آب به باغ هم بوده است و چون در باغ انگور و سایر میوه ها هم پرورش داده می شده، اشنار فقط محل ورود آب نبوده، روباه هم وارد می شده تا انگوری و یا مرغ و خروسی، گیرش بیاید و بخورد.
به همین دلیل یک ضرب المثل داریم که اشاره به رفتار روباه دارد.
ضرب المثل این است:
توی اشنار ریدن، کار روباه است.
آبی که وارد آب انبار می شده، باید تمیز می بود و طبعا انداختن آشغال و نجاست، کار ناشایستی بوده است. در این میان بوده اند کسانی که در ته جوی آب ورودی به منزل و باغ دیگران، قضای حاجت می کرده اند و این ضرب المثل که می گوید ؛ توی اشنار، ریدن؛ کار روباه است برای تنبه روباه ساخته نشده. این را گفته اند تا مردمانی که عملی حیوانی انجام می داده اند و آب پاک قنات را که از طریق اشنار، وارد آب انبار می شده،و با نجاست خود، کثیف می کرده اند را متنبه کنند.
حال اکنون ما هم با پمپ های قوی، آب را از اعماق زمین، بالا می کشیم و خیلی بیشتر از آنچه از طریق بارندگیها، آب به اعماق می رود، برداشت می کنیم و این چرخه ی منفی، سالهاست که ادامه دارد.
ما هم داریم مسیر اشناری را که زندگی نسل های آینده هم باید از آن طریق ارتزاق کنند، و از زیباییهای زمین مسکون لذت ببرند و ... را خشک و کاملا بی آب می کنیم. هم اکنون مهاجرت از مناطق جنوبی کشورمان به مناطق شمالی، فراوان است. در گذشته، تهران مقصد مهاجرت بود، زیرا گفته می شد که در خیابانهای تهران، پول ریخته، فقط باید کسی باشد که آن را جمع کند. الان تهدیدهای زیست محیطی و عمدتا کمبود آب و بدی هوا، روستاهای شمال کشور ما را به مقصد مهاجرت تبدیل کرده است.
برای اینکه تاکیدی بر آن ضرب المثل کرده باشم تا در موردش اندکی بیشتر بیندیشیم، آن دوباره می نویسم :
توی اشنار ریدن، کار روباه است.
^^غلامرضا طالبی^^