سرکه ی هفت ساله
♟سرکه ی هفت ساله
🌈🌈🌈
بخشی از ضرب المثل و متل های ما، تشویق به خساست دارند. البته همیشه حدی از میانه وری و اعتدال، تصمیم پسندیده ای به نظر می رسد، اگر چه گاهی و به دلایلی مجبوریم این سر و یا سر دیگر طناب را محکمتر بکشیم!
حتما ضرب المثل فوت کوزه گری را شنیده اید. شاگردی، در دکان کوزه گری کار می کرد و پس از مدتی که گمان برد کارش را خوب یاد گرفته، دکان استاد را ترک گفت تا کسب و کار خودش را راه بیندازد. اما هر چقدر تلاش می کرد سفالینه های او به روشنی آنچه در مغازه استاد می ساختند، نبود و نهایتا معلوم شد که فوت آخری را که باید می کرد تا گرد و خاکی را که روی کوزه قبل از برده شدن به کوره انجام می داد، یاد نگرفته است. یعنی اساس کار را بلد بود و یک کار جزئی را استاد به او نگفته بود. معمولا این را جزو زرنگی استاد می دانسته اند.
در دنیای امروز که آموزشهای مهارتی، یک راه سریع به سمت بازار کسب و کار هستند، استاد باید بیش از صد در صد کار را هم بیاموزاند و خساست در این امر، کار پسندیده ای نیست.
می گویند به یکی گفتند:
سرکه ی هفت ساله داری؟
گفت: دارم. ولی به کسی نمی دهم.
گفتند: چرا؟
گفت: اگر می دادم که هفت ساله نمی شد!
شاید آن ضرب المثل و این حکایت، دارای یک فراز به ظاهر جالب باشند، اما می توان سرکه را مجانی نداد و به ازای پول داد و به مقدار کافی تولید کرد، تا هر چه فروخته شد،باز بماند و مشکلی در ذخیره ی سرکه ی هفت ساله بوجود نیاید.
یکبار در سفر به مازندران، هوس کردیم که مقداری سیر ترشی بخریم. فروشنده گفت، هفت ساله است.
خریدیم و وقتی به خانه بردیم متوجه شدیم، آنها سیر را جوشانده اند تا نرم شود و آن سیر، هفت سال در انتظار "سیر ترشی هفت ساله" نمانده است.
نه آن کنیم و نه این!
^^غلامرضا طالبی^^