♟با خیام

🌓🌓🌓

از آمدن بهار و از رفتن دی

اوراق وجود ما همی گردد طی

می خور! مخور اندوه که فرمود حکیم

غمهای جهان چو زهر و تریاکش می

چون در این رباعی خیام اشاره به گفته ی حکیم کرده و من وقتی کلمه ی حکیم را می بینم،به فردوسی می اندیشم و اگر چه منظور خیام در این رباعی منظورش از حکیم، فردوسی نیست با این وجود،بیتی از فردوسی هم بیاوریم:

بکوشید تا رنج ها کم کنید

دل غمگنان،شاد و بی غم کنید

که گیتی فراوان نماند به کس

بی آزاری و داد جویید و بس

در واقع شروع رباعی خیام؛

از آمدن بهار و از رفتن دی

اوراق وجود ما همی گردد طی

با این مصرع فردوسی:

که گیتی فراوان نماند به کس

هم ارز است.

توصیه این دو ،البته متفاوت است. خیام یک نگاه کاملا فردی به غم و شادی دارد. او می گوید؛

می خور! مخور اندوه که فرمود حکیم

غم های جهان چو زهر و تریاکش می

اما فردوسی ،رسیدن به شادی را در رفتار حکومت می بیند و آن،انتخاب رفتارهایی است که شامل زدودن روش‌هایی است که منجر به آزار مردمان می شود و گسترش داد است.