♟چرا ایران جمهوری نشد؟

🌓🌓🌓

در سال ۱۳۰۴ بحث تغیر قانون اساسی مشروطه و تبدیل نظام حکومتی ایران به جمهوری،در بین گروه‌هایی ار فعالان سیاسی آن زمان،محبوبیت داشت. رضاخان هم در آن موقع،رئیس الوزرا بوده و حزب تجدد که از طرفداران او بودند،شدیدا برای جمهوری شدن ایران تلاش می کردند.

اما چه شد که این تلاش ناموفق بود؟

اگر در انقلاب مشروطه،طبقه اشراف و زمینداران که طبقه اول بودند و طبقه سوم که مردمان عادی،اعم از رعیت و کارگر و ..بودند،با انقلاب مشروطه مخالف بودند. موافقین مشروطه،روشنفکران و طبقه منورالفکر بودند که جمعیت کمی داشتند،اما روزنامه و کتاب نویس،شاعر و نویسنده و سخنران بودند. البته انگلستان هم با مشروطیت موافق و روسیه تزاری،بدلیل همزمانی اعتراضات مردم روسیه بر علیه تزار،با هرگونه تلاش دموکراتیکی در ایران مخالف بودند.

در سال ۱۳۰۴ هم وضع تقریبا همین است،الا یک فرق.در انقلاب مشروطه، اکثر روحانیت ذی نفوذ، با مشروطه موافق بود،اما در سال ۱۳۰۴ ،اغلب روحانیون با جمهوری،مخالف بودند.

یک موردش را بیان می کنم:

در سال ۱۳۰۳،در جلوی مجلس شورای ملی ،تظاهراتی بر علیه جمهوریت،صورت می گیرد. سردار سپه که در آنموقع رئیس الوزرا بوده،به آنجا می رود. یک روحانی که دستجات مخالف جمهوریت را از دروازه غار هدایت کرده و سمت سردار سپه می رود چیزی به او می گوید و به سمتش آب دهان می اندازد. البته آن شیخ که نامش،حاج شیخ مهدی سلطان بوده ،یک سیلی از یکی از همراهان سردار سپه می خورد و دستگیر می شود. اما، هم روحانیون و هم بسیاری از نمایندگان عضو حزب دمکرات که اغلب شان ، سال‌ها بود که نوبه ای رئیس الوزرا و رئیس مجلس و نماینده و وزیر بوده اند از آن تغییر بخاطر جایگاه خودشان،احساس خطر داشته اند و با جمهوریت مخالف بوده اند.مخالفت این دو دسته،راه جمهوری را در ایران سد کرد.