برزویه طبیب
♟️برزویه طبیب
⭐⭐⭐
بّرز به معنی بلند مرتبه می باشد و ویه علامت تحبیب در زبان پهلوی است.
در مورد برزویه طبیب دو عنوان عالی می توان قائل شد. او سرآمد و سرفصل ارزشمندی برای تاریخ پزشکی ایران است و از طرفی،اوست که کتاب کلیله و دمنه را به پهلوی ترجمه کرده است،پس در تاریخ ترجمه هم یک سرآمد است.
اجازه دهید شرح زندگانی اش را از زبان خودش که ابن مقفع در ترجمه عربی کلیله و دمنه آورده، بخوانیم:
" پدر من از لشگریان بود و مادر از خاندان علمای دین زرتشت. و اول نعمتی که خدایتعالی بر من تازه گردانید دوستی پدر و مادر بود و شفقت ایشان بر حال من،چنانکه از فرزندان دیگر مستثنی بودم و به مزیت تربیت و ترشح مخصوص شدم و چون سال عمر به هفت رسید،مرا بر خواندن علم،تحریص نمودند و چندانکه اندک مایه ی وقوف افتاد و فضیلت آن را بشناختم ، به رغبتی صادق و حرصی غالب در تعلیم آن می کوشیدم،تا بدان صنعت شهرتی تمام یافتم و در معالجه بیماران متهدی شدم. آنگاه نفس خویش را میان چهار کار، که تکاپوی اهل دنیا از آن نتواند گذشت.مخیر گردانیدم ،وفور مال دنیا،لذات حال ،ذکر سایر و ثواب باقی.
و پوشیده نماند که علم طب به نزدیک خردمندان و در همه دنیا ستوده است و در کتب طب آورده اند، که فاضل ترین اطبا آن است که بر علاج از جهت ثواب آخرت مواظب نماید که به ملازمت آن سیرت نصیب دنیا هر چه کاملتر بیابد و رستگاری عقبی مدخر گردد چنانکه غرض کشاورز در پراکندن تخم ،دانه باشد،که قوت اوست ،اما کاه که علف ستور است خود به تبع حاصل آید.
در جمله بر این کار اقبال تمام کردم و هر کجا بیماری،نشان یافتم که وی را امید صحت بود،معالجه او بر وجه حسبت کردم و چون یک چندی بگذشت و طایفه از امثال خرد را در مال و جاه بر خویشتن،سابق دیدم،نفس بدان مایل گشت و تمنای مراتب این جهانی بر خاطر گذشتن گرفت و نزدیک آمد که پای از جای برود.با خود گفتم،ای نفس میان منافع و مضار خویش فرق نمی توانی کردن و خردمند چگونه آرزوی چیزی کند که رنج و تعب آن زیاد باشد و انتفاع و استمتاع آن اندک، و اگر در عاقبت کارها و هجرت سوی گور فکری شافی واجب داری،حرص و شره این عالم فانی بر تو به سر آید و قوی تر سببی در کارهای دنیا مشتی دون عاجز است که بدان مغرور گشته اند.
....چون بر این سیاست در مخاصمت نفس مبالغت نمودم به راه راست باز آمد و به رغبتی صادق ،رو به علاج بیماران آوردم. "
برزویه برای شناخت و پیدا کردن گیاهی که مرده ها را زنده می کند ،به هندوستان رفت و در آنجا دانشمندان هندی به او گفتند ؛آن گیاه کمیاب که مردگان را زنده می کند،کتاب کلیلت و دمنت( کلیله و دمنه )است،چرا که نادانان و نابخردان،به مثابه مردگانند و خواندن آن کتاب،آنها را هوشیار و زنده می کند و برزویه ،آن کتاب را به ایران می آورد و ترجمه می کند.