♟️چیرازو
در سفرنامه ی آنجوللو ونیزی،از فتح چیرازو توسط خان سمرقند( شیبانی) صحبت شده است.
در دوره ی حکومت آق قویونلو ها و سپس اوایل صفویه،تعداد سفرنامه های ونیزی ها،به نسبت زیاد است و دلیل آن، به دولت عثمانی برمی گردد. اروپایی ها که در اروپا با دولت عثمانی می جنگیدند،در دوره ی حکومت آق قویونلو ها ،به این فکر افتادند که با اعزام سفرا و فرستادگانی،دولت آن زمان ایران را متقاعد کنند که با دولت عثمانی وارد جنگ شود. مثلا در سفرنامه ی آمبروسیو کنتارینی ،که او با سه ونیزی دیگری از جمله جوزافا باربارو در سفر اوزون حسن از اصفهان به تبریز، همراه شاه ایران بوده اند،می نویسد:
" پیش از این شاه،چهار بار به من گفته بود که باید به کشور فرانک ها برگردم و عالیجناب جوزافا باربارو،نزد او بماند.( چند روز قبل از این ،راهب لودوویگو دا بولونیا بعنوان فرستاده ی دوک بورگونی به اردوی اوزون حسن پیوسته بوده است_ توضیح از من)
اما من پیوسته به این کار اعتراض کرده بودم و گمان نمی بردم که وی بار دیگر در این باره سخن بگوید.
وقتی در پیشگاه شاه حاضر شدیم، اعلیحضرت فرمود: تو نزد مخدوم خود باز می گردی و وی را آگاه می کنی که من برآنم که به عهد خود وفا کنم و با ترکان عثمانی بجنگم و بزودی چنین خواهد شد.
و به من گفت تو با این کشیش،نزد سرور خود می روی،و می گویی که من در آستانه ی جنگ با عثمانیان ایستاده ام و آنان نیز نبرد می جویند. من سفیری بهتر و کاردان تر از تو نتوانم فرستاد."
در چنین هنگامه ای طبعا عثمانی هم به این فکر می کرده که باید ایران را بطریقی به خود مشغول دارد.
لذا اغلب،خان های سمرقند، اوزبک ها یا ترکمانان آنسوی مرزهای ایران را که همکیش عثمانیان بوده اند،در چنین وضعیتی ایلغاری به ایران داشته اند. این وضعیت جنگ و صلح نیم بند بین ایران و عثمانی هم در دوره ی اق قویونلوها و هم در اوایل دولت صفوی و بخصوص در دوره شاه اسماعیل اول وجود داشته است.شاه اسماعیل نوه دختری اوزون حسن بوده است و مادرش مارتا (برابر سفرنامه ی کاترینو زنو_ دیگر سفرنامه نویس ونیزی آن دوره) دختر اوزون حسن بوده، و برابر سفرنامه ی آنجوللو ،شیبانی خان ،امیر سمرقند با همدستی یکی از امیران اوزبک به ایران حمله می برند .در آن جنگ شیبانی و امیر اوزبک و پسران آنها اسیر می،شوند و شاه اسماعیل ،پسران آنها را بعدا آزاد می کند،اما خودشان را گردن می زند.
آن پسران و دایی آنها مجددا در سال ۹۱۸ میلادی و پیرو همان تحرکات مابین ایران و عثمانی مجددا به ایران حمله می کنند.
آنجوللو نوشته:
این شاهزادگان با خالویشان لشکری عظیم گرد آوردند و به سرزمین خراسان که از آنِ صوفی بود(منظور شاه اسماعیل ) قدم نهادند و "چیرازو"را گرفتند و صوفیان را از دم تیغ گذراندند و بدنبال این پیروزیها،چندین جای دیگر را هم تسخیر کردند.
چیرازو chirazoo به نظر شیرازو می باشد و موضوع این است که امیر تیمور پس از فتح شیراز ،چون از شیراز خیلی خوشش آمده، در نزدیک سمرقند یک شیراز کوچکه درست کرده است.
بهر جهت همدستی ایران با اروپایی ها در جنگ آنها با عثمانی ،هم در دوره ی آق قویونلو ها و هم در دوره ی صفویه موجب جنگهای تبعی بی حاصلی شد که زمینه ساز جدایی بخش‌هایی از سرزمین ایران فراهم کرد.