♟️ از سفرنامه ی وینچنتو دالساندری

🗒️🗒️🗒️

دالساندری در دوره ی سلطنت شاه طهماسب به ایران آمده است. می نویسد:

کشوری که از آن شاه ایران است از مشرق محدود است به هندوستان که واقع است در میان رود گنگ و سند و از مغرب به رود دجله که ایران را از بین النهرین جدا می کند و اکنون دیار بکر خوانده می‌شود و تا مرز بابل کشیده شده است و به رود فرات می پیوندد و سپس هر دو رود در یک بستر از بصره می گذرد و در سمت جنوب به خلیج فارس می ریزد و نیز محدود است به تاتارستان ختای بزرگ.

در کشور ایران نواحی ذیل متعلق به شاه کنونی است:

شیروان،سرزمین باستانی مادها،ارس نزدیک ارمنستان بزرگ،خراسان،یزد، هرات ، دیار بکر و گیلان که اکنون به سبب شورش مردم آن سامان،دچار هرج و مرج است.

کشور ایران دارای ۵۲ شهر است که مهمترین آنها، تبریز پایتخت همه مملکت، قزوین، خراسان،نخجوان، شماخی و دیگر شهرها را نام نمی برم.

و در جای دیگر می نویسد:

براستی توان گفت که این پادشاه هرگز رغبت به جنگ نداشته ،زیرا مردی است کم شهامت،اگر چه آنقدر دم از پیکار می زند که گویی جویای پیکار است.

و اگر براستی در مواردی با لشکری در دشت نبرد ظاهر شده باشد،به حکم اضطرار بوده،نه طیب خاطر،و هرگز جرأت نکرده که روی به دشمن نشان دهد. از این رو شهر بزرگ بابل واقع در نزدیک رود فرات را به بهای بر باد دادن آبروی خویش از دست داد.

حاکم این شهر،امیری به نام شریف بیگ فرمانروای قومی بود که خوندک نامیده می شوند و چون شاه طهماسب قوایی نفرستاد تا از او در برابر ترکان حمایت کنند،عثمانیان وی را هزیمت دادند،از این گذشته در نزدیکی بابل شهری است به نام بدلیس و آن معبری است بسیار مهم و کلید شهرهای ذیل است؛

اخلاط،ارجیش،وان، اردل، جیرز، برگری، کاسان ،و وان که شهر و قلعه ای است بسیار مهم.همچنین مساحتی عظیم از روستاها و آبادی های متعلق به نقاط مذکور در فوق که همه جمعا کافی است که تشکیل امیرنشین بزرگی را بدهد،تمام این بلاد و قرا به دست دشمن افتاد.