آدم زنده
♟️آدم زنده
📒📒📒
آدم زنده عنوان کتابی است که اکنون آن را می خوانم. احمد محمود این کتاب ترجمه کرده است،نویسنده آن ممدوح بن عاطل ابونزّآل است.
این ابونزّآل سرنوشت عجیبی دارد.هیچکس از زندگانی او بدرستی با خبر نیست.در سال ۱۹۳۱ در حومه ی بصره بدنیا آمده، در سی و پنج سالگی به بغداد مهاجرت کرده و در پنجاه و چهار سالگی هم از عراق گریخته و در سال ۱۹۹۱ در یکی از کشورهای اروپایی فوت کرده است.
سه رمان طنز و کم حجم به نام های آدم ساده ،آدم ناقلا و آدم زنده نوشته است. احمد محمود نوشته است که می گویند کسی از زن و فرزندان او خبر ندارد،اما خانمی که نسخه عربی کتاب آدم زنده را به او داده کسی است که ادعا می کند دختر دوم بن عاطل است.خانم بریژیت ربیعه ،دختر دوم بن عاطل هم مکان زندگی اش را که در یک کشور اروپایی بوده،فاش نکرده و احتمالا دلیل آن ترس از صدام حسین بوده است.بنا به گفته خانم بریژیت ربیعه،پدرش مدتی در پاریس یکدوره اقتصاد گاوداري خوانده است و اتفاقا موضوع کتاب آدم زنده هم شخصی است که براساس تبلیغات دولت عراق که از مردم خواسته بود،اسامی محتکران و افراد فاسد و رشوه بگیر را به شخص اول مملکت گزارش کنند،چنین می کند و بعنوان جایزه ی چنین کاری او را برای تحصیل در رشته ی اقتصاد گاوداري به خارج می فرستند.
آدم زنده یک رمان طنز و انتقادی است. دو سه پارگراف آن را بخوانیم:
گفتم:
-همین امشب میشینم یک نامه ی مفصل برای رفیق الرئیس می نویسم،اقلا سیصد نفر با ادلّه و برهان و سند معرفی می کنم تا بفهمند که بغدادشان آنقدرها هم خراب نیست.
ابوحردان گفت:
-ته نامه سلام منِ هم برسان.
با تعجب نگاهش کردم و گفتم:
-سلام تو،ابوحردان؟برا رفیق الرییس؟
-چه عیبی داره؟
-آخه....
-آخر و اول نداره-ما همه رفیقیم!یادت نره!