♟️به بهانه ی یادی از یک دوست

📘📘📘

شعری از میر رضی الدین آرتمیانی را در کتابی دیدم. دو بیت آن را می نویسم:

این وادی عشق،طرفه شورستانی است

غافل منشین که خوش حضورستانی است

هر دل که درو داغ بُتی شعله فروخت

هر جا میرد،چراغ گورستانی است

این میرزا رضی از آرتمیان تویسرکان است و اکنون هم مقبره اش که قبلا خانقاه اش بوده،در تویسرکان واقع است.

سید رضی در سال ۹۷۸ در آرتمیان بدنیا آمده، برای تحصیل به همدان می رود و نزد میر مرشد بروجردی درس می خواند و چون باهوش و زرنگ بوده،به اصفهان و دربار شاه عباس می رود،با دختری از خانواده صفویه ازدواج می کند و خودش هم جزو منشیان دربار شاه عباس می شود.در اواخر عمر به تویسرکان برمی گردد .

میرزا ابراهیم ادهم فرزند اوست.

اینها مرا به یاد مهندس نوروزبیگی عزیز انداخت،که او هم تویسرکانی است و خودش هم مرد خداست و خیلی برای من، آدم عزیزی هست.

اگر چه در فضای مجازی ،آدم کم فعالیتی است،اما بدین وسیله و در حالی که صفحات کتابی را می خواندم، یاد او مرا در آغوش گرفت.برایش همیشه بهترین ها را آرزو داشته ام.