استرابون
♟️استرابون
📘📘📘
استرابون یکجمله ای دارد که شاید بدلیل رقابت، آن را گفته باشد. نمی دانم، بهر حال قابل تامل است.
او گفته:
" به افسانه های اساطیری هومر بهتر می توان اعتماد کرد تا به روایات تاریخی هرودوت."
از این منظر حق داریم که اندکی نگاه مان را به بخش اساطیری شاهنامه ی فردوسی هم اندکی تغییر دهیم و با لفظ بخش اساطیری، اهمیت آن را کم نگیریم و بر جایگاه داستانی آن نزد مردمان ایران باستان و احتمالا نیمه تاریخی بودن آنها ، بیشتر بیندیشیم.
استرابون اصلا ایرانی بوده است و در یکی از شهرهای آسیای صغیر که در قلمرو شاهان ایرانی پونتوس بوده،در سال ۶۳ یا ۶۴ قبل از میلاد بدنیا آمده و در سال ۲۴ پس از میلاد فوت کرده است. یعنی ۸۸ سال عمر کرده است که از متوسط بالاترین امید به زندگی کنونی که اختصاص به کشور ژاپن دارد و ۹۰ سال می باشد،فقط دو سال کمتر است.البته استرابون به یونان رفت و او را مورخ و جغرافیدان یونانی می شناسند و نوع تغذیه در آن مناطق، همواره بگونه ای بوده که رژیم غذایی مدیترانه ای را یکی از دلایل درازی عمر می دانند و مثلا ایتالیا دارای جایگاه دوم در لیست امید به زندگی می باشد.
یک اصطلاحی هم در پزشکی هست،به نام استرابونیسم strabisme که از اسم همین استرابون می آید. استرابون از خانواده ای متمول و قوم و خویش پادشاهان پونتوس بوده،اما دارای لوچی چشم بوده است. به همین دلیل در پزشکی لوچی چشم را استرابونیسم نام گذاشته اند.
و بی مناسبت نیست که یک جمله هم از کتاب جغرافیای او بنویسم که اشاره ای است به ادیان و باور دینی ایرانیان در زمانی که استرابون آن مطلب را نوشته و دوران اشکانیان می باشد.
" پارس ها مردگان خود را پس از آنکه با موم پوشاندند،به خاک می سپارند،اما مغان، مردگان را به خاک نمی سپارند، بلکه آنها را در جایی می نهند که مرغان بدّرند.