سعدی سخن
♟️سعدی سخن
📘📘📘
سعدی شعری دارد که می گوید:
فرشته ای که وکیل است بر خزائن باد
چه غم خورد که بمیرد چراغ پیرزنی؟
واقعا این بیان ،تا حدی مایوس کننده می نماید.
این شعر در بخش حکمت های گلستان آمده است و مطلع آن با این بحث،شروع می شود:
دو چیز محال عقل است:
خوردن بیش از رزق مقسوم و مردن پیش از وقت معلوم.
البته من قصد مجادله با سعدی را ندارم.می خواهم به "فرشته ای که وکیل است بر خزائن باد" اشاره ای داشته باشم.
در اساطیر قدیم ایران گفته می شده که "ویو" یا " وای" که بعدها " واذ" و نهایتا باد شده است،بر گردونه ی تیزروی که آن را صد و یا حتی هزار اسب می کشند سوار است و اوست که نورهای گوناگون چون برق( در رعد و برق) را ایجاد می کند و سپیده دم را می سازد.
در اساطیر ایران چون تنویت برقرار بوده، تصور بر این بوده که "وای" شخصیت واحدی است با سیمای دوگانه،هم نیکوکار است و هم شوم.باد از میان هر دو جهان،روح نیک(سپند مینو) و جهان روح بد(اهریمن) می گذرد،هم نیکوکار است و هم نابودکننده.
لذا وقتی سعدی می نویسد:
"فرشته ای که وکیل است بر خزائن باد
چه غم خورد که بمیرد چراغ پیرزنی" اشاره اش به نابودکنندگی آن فرشته است.