با خیام
♟️ با خیام
🌈🌈🌈
پیری دیدم به خانهٔ خماری
گفتم نکنی ز رفتگان اخباری
گفتا می خور که همچو ما بسیاری
رفتند و خبر باز نیامد باری
در انتظار مرگ نشینی برای پیران ،همیشه یک دغدغه و نقل افسوس گونه ی گذشته،هم اکنون هم در پیرامون ما بسیار دیده می شود و منحصر به عهد خیام نبوده است. خیام این نگاه را برنمی تابد و به زندگان توصیه می کند شیره ی جان زندگی را با لذت ،تا آخر بنوشید که آن "مردن در وقت معلوم_به قول سعدی" خواهد رسید.
و شاید بتوانیم سرگشتگی حافظ را در این دو بیت زیر،در جواب این رباعی خیام، واگویه کنیم:
دوش از مسجد سویِ میخانه آمد پیرِ ما
چیست یارانِ طریقت بعد از این تدبیرِ ما؟
ما مریدان روی،سویِ قبله چون آریم؟ چون؟
روی سویِ خَمّار دارد پیر ما!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم آذر ۱۴۰۴ ساعت 12:30 توسط غلامرضا طالبی
|