♟️به رسمیت نشناختن پلیس جنوب
❗❗❗
پس از تشکیل پلیس جنوب توسط انگلستان بمنظور حفاظت خطوط نفت آنها در تلاش بودند که بطریقی،رسمیت وجود آنها توسط مقامات دولت احمدشاه، پذیرفته شود.
در مدتی که فرمانفرما و بعد مصدق،والی فارس بودند ،آنها در تلاش بودند که پلیس جنوب،در حضور مقامات رژه بروند و هر دوی آنها بطرقی،بهانه ای می تراشیدند و مانع کار می شدند.
در مراسمی که در تهران بود و قرار بود مقامات به حضور احمد شاه برسند ژنرال سایکس بدون اینکه دعوت باشد،به دربار می آید.
مشیرالدوله که رئیس الوزرا بوده از این امر مطلع می شود.
کسی را بدنبال سایکس می فرستد که رئیس الوزرا با شما کاری دارد.
سایکس به اتاقی می رود که مشیرالدوله در آن حضور داشته،اما او قبلا بیرون رفته و به محض ورود سایکس به اتاق،کسی از پشت،درب را قفل می کند.
سایکس هر چه در می زند کسی در را باز نمی کند. پس از پایان مراسم در را باز کردند و پرسیدند کیست؟
معذرت خواهی می کنند و برای حفظ ظاهر،آن کسی که در را بی ملاحظه قفل کرده را از خدمت مرخص می کنند.