♟️یک مقایسه: ایران و روم
📘📘📘
از سرنوشت دولت هخامنشی و داریوش سوم تا سرنوشت دولت اشکانی و اردوان پنجم و دولت ساسانی و خسروپرویز و ... یک نکته اساسی قابل فهم است.
امپراتوری روم از اواسط دوره پارتیان تا سراسر دوره ی ساسانیان و تا قرن پانزدهم ادامه می یابد. به سخن دیگر ما در یک طرف روم را داریم و در ایران،اشکانیان سقوط می کنند و ساسانیان برمی آیند. ساسانیان مضمحل می شوند و خلفای راشدین بر ایران حکومت می کنند،بعد بنی امیه می آید و پس از آن بنی عباس،بعد حکومت طاهریان می آید، صفاریان و آل زیار و آل بویه و سامانیان و غزنویان و سلجوقیان و مغولان سر می رسند.
ایلخانان و دهها حکومت محلی دیگر سرمی رسند. تیموریان و آق قویونلوها و قراقویونلوها به حکومت می رسند و نهایتا نوبت به صفویه می رسد.
و در همه ی این ایام ،دولت روم پابرجاست.
و نکته تاسف بار این است که هربار که ایران در یک سلسله ی حکومتی،به نقطه اوجی رسیده است،با سقوط محتوم آن سلسله،مجددا از یک اوج به صفر برگشت داده شده است.
و این منحنی صفر تا اوج و برگشت از اوج به صفر،مرتب تکرار شده است.
چرا؟
یک فرق مهم این بود که در ایران سلسله های دیکتاتوری پادشاهی بگونه ای پیش می رفت که راهی به اصلاح نداشت. کسی از پشت کوه مقابل با هزاران شمشیرزن عصبانی سر می رسید،همه را از دم تیغ می گذراند و خود به انتظار همان سرنوشت،به حکومت می رسید.
آنچه پایداری روم را رقم زد،جمهوریت آن بود. آن جمهوری،اگر به دامِ یک حاکم یا امپراتور خونریز می افتاد،سنا و مجلس اش بود که رفع عیب کند. اما در ایران ما، این شمشیر رقبا بود که تصمیم می گرفت،نه رای سنا و مجلس و جمهوریت.