♟️نگاهی کوتاه به تاریخ معاصر ایران:
به سرِاعلیحضرت
📔📔📔
در سال ۱۳۳۴ و بعد از ترور ناکام حسین علا توسط،فدائیان اسلام(مظفر ذوالقدر )، تیمور بختیار که در آن زمان فرماندار نظامی بوده،دستور می دهد که فدائیان اسلام را دستگیر کنند.
حرفهای شعبان جعفری را که خود با آنها همکاری‌هایی داشته است،بشنویم:
ج: همه شونو می گیرن.در حدود سی نفر بودن دیگه.خودِ نواب بود،اون سید عبدالحسین واحدی بود و ممد واحدی برادرش.نواب مرد شماره یک بود،واحدی ام مَرد شماره دو. خلیل طهماسبی و مظفر ذوالقدرم بودن.
اینا را می گیرن و همه را محاکمه می کنن.بعد یه روز دیدم که تیمسار حسین آزموده که دادستان ارتش یا رئیس دادرسی ارتش بود،فرستاد عقب من. رفتم اونجا تو اتاقش پیشش نشستم.گفت؛
" جعفری،شما به اینا پول دادی؟
[ نواب صفوی چند روز قبل از ترور حسین علا ،مظفر ذوالقدر را نزد شعبان جعفری فرستاده و قبلا خودش به شعبان جعفری تلفن زده و او مبلغ دو هزار تومان از کسی قرض کرده و توسط پسر برادرش به ذوالقدر داده است. نواب صفوی در روزی که او را می خواسته تیرباران کنند و فقط، خواهر و مادرش در آن صحنه حضور داشته اند،به آنها درگوشی گفته که من دو هزار تومان از شعبان جعفری قرض کرده ام،آن را به او بدهید. که البته شعبان جعفری ،پول را قبول نکرده و گفته حلال کردم]
تیمسار آزموده از شعبان جعفری می پرسد:
" جعفری شما به اینا پول دادی؟"
گفتم : نه
گفت : جان من پول دادی؟
گفتم : نه
گفت: سرِ اعلیحضرت به اینا پول دادی؟
گفتم: آره!
میزان علاقه ی شعبان جعفری به اعلیحضرت را از همین مکالمه می توان فهمید.