♟️گربه ی بی دم
✒️غلامرضا طالبی

❗❗❗
امروز که پنجم فروردین است به قصد رفتن به کتابخانه و گرفتن کتاب از خانه بیرون آمدم. در مسیر، یکجا گربه ای بی مهابا خودش را وسط خیابان انداخت و می خواست از عرض خیابان بگذرد. تقریبا متوقف شدم تا گربه عبور کند،ماشین پشت سرم با بوقی ممتد به این رفتارم اعتراض کرد.
گربه اما عبور نکرد و برگشت سر جای اولش.
و گربه دم نداشت.
من از اینکه تعداد گربه ها و سگها در شهرها و پیرامون آنها، خیلی زیاد شده اند،خوشحال نیستم،اما بریدن دم گربه که حتما توسط یک آدمی انجام شده که خیلی هم آدم نبوده،را اصلا دوست ندارم. آنها را نباید آزار رساند،اما کمک به ازدیاد نسل شان هم خوب نیست.
در حیاط،خانه مان دو موسی کوتقی زندگی می کردند. دیدم که یک روز یکی از آنها را گربه ای در غافلگیری دانه خوردن شان گرفت.پرنده ها کمک بزرگی به درختان کوچه ها و خیابان‌ها و پارک ها می کنند. آنها کرم حشراتی را که شانه و تنه درختان را سوراخ می کنند ،شکار می کنند و به نگهداری ارگانیک درختان کمک موثری می رسانند. صدای جیک جیک جوجه های آن‌ها، بخشی از سمفونی زیبای طبیعت است . البته گربه ها و سگ ها هم در جای خود خوب و مفیدند،اما وقتی تعداد فراوانی از آنها در محیط های زندگی وجود دارند،نسل پرندگان را تهدید می کنند و بخشی از زیبایی زندگی را محو می نمایند. روزی در پارک سهره زیبایی آواز می خواند و گربه ای که از شاخه بالا رفته بود،او را شکار کرد. البته شاید بگوییم هیچ چیز در طبیعت،عادلانه به مفهوم اخلاقی آن وجود ندارد،اما وقتی آدم ها،گربه ها و سگها را غذا می دهند و این را یک پز محیط زیست مدارانه تلقی می کنند،باید گفت که آنهادشمنان پرندگان را با نوعی دوپینگ،کمک کرده اند تا تعداد پرندگان پارکها،کم و کمتر شوند و این یک بداخلاقی و اقدامی بر علیه تعادل طبیعی در محیط زیست شهری است.
نه از آن کسانی باشیم که دم گربه را می برند و نه از کسانی که چند صباحی عشق نگهداری سگ و گربه دارند و بعد با رها کردن آنها در محیط زیست شهری،تعادل طبیعی شکننده محیط را به ضرر زندگی پرندگان به هم می زنند.