من مامورم
♟️
مروری بر تاریخ معاصر ایران
👤فروغی:من مامورم!
✒️غلامرضا طالبی
📔📔📔
پس از رای مجلس موسسان و منعزل شدن حکومت قاجار و برقراری حکومت پهلوی، رضاشاه، محمدعلی فروغی را ماموریت داد که به عنوان مرخصی و رفع خستگی_پس از عزل او از نخست وزیری_ به اروپا برود و احمدشاه را راضی کند که استعفانامه ای بنویسد تا خیال رضاشاه از هر حیث راحت شود.فروغی پس از ملاقات با احمدشاه ،تقاضای خود را می گوید،اما احمدشاه مخالفت می کند.فروغی در پایان جلسه ی ملاقات به احمدشاه می گوید؛ من مامورم و اجازه دارم که تا یک میلیون لیره، استعفانامه ی شما را خریداری نمایم.
احمدشاه متغیر می شود و می گوید "من حاضر نیستم حتی با هزار برابر این مبلغ، خودم را بفروشم. من پیش وجدان خود و در مقابل نسل های آینده ی ایران سرافرازم که حاضر نشدم با دریافت پول،استعفا کنم، خیانتی هم نکرده ام و مطابق قانون مشروطه، وظیفه ای که به من محول شده بود،بدرستی انجام داده ام."
این یکتناقض بزرگ در تاریخ معاصر ایران است. قانون مشروطه،شاه را یکمقام اجرایی نمی دانست. این مجلس و دولت بود که اختیارات قانونی اجرایی و قانونگذاری داشتند.
اما مجلس،اختیارات وسیع خود را در مسیر برگشت دیکتاتوری صرف کرد.
و اکنون هم کسی برای احمدشاه که حاضر نشد مقام خود را با پول ،به استعفا دهد،ارزشی قائل نیست.