با خیام
♟️با خیام
✒️غلامرضا طالبی
🌈🌈🌈
گر کار فلک به عدل سنجیده بُدی
احوال فلک جمله پسندیده بُدی
ور عدل بُدی بکارها در گَردون
کی خاطر اهل فضل رنجیده بُدی
اولین استنباطی که از کلمه ی عدل در این رباعی خیام به ذهن متبادر می شود ،این است که عدل یک خواسته ی ذهنی هر انسانی است که تعریف آن می تواند نزد افراد مختلف ،تعبیر خاص یابد و در طول زمان و یا در مکان،شدّت و حدّت آن تغییر یابد و ابعاد آن بازتعریف شود. برای سیاهپوستی که مورد تبعیض نژادی است، عدالت مفهوم شکننده تری نسبت به یک سفیدپوست در همان جامعه دارد.برای دختری که برادری دوقلو دارد و در جامعه ای بدنیا آمده اند که مفهوم برابری زن و مرد تفاوت ماهوی دارند،برادر می تواند تحصیل کند،دنیا را ببیند و از بسیاری مواهب طبیعت استفاده ببرد و خواهر دوقلویش،در همان روستای دورافتاده، باید در سن کم ازدواج کند و در سی سالگی ،به انواع بیماریهای مختلف گرفتار آید.
برای کسی که در کشوری با تضادهای مختلف نژادی و دینی،و حاکمیتی زورگو و جنگ طلب بدنیا آمده، زندگی اش تفاوت ماهوی با کسی خواهد داشت که هم سن اوست،اما در جایی بدنیا آمده، که مردمانی آرام،صلح طلب و حاکمیتی معتدل دارد.
و در درون یک کشور با یک فضای فرهنگی،اجتماعی و دینی خاص، آن کودکی که در خانواده ای ثروتمند و تحصیل کرده بدنیا آمده، زندگی چهره و صورتی دارد که بسیار متفاوت از زندگی کودکی است که در همان کشور،اما در خانواده ای بهم پاشیده، زورگو، عامی و یا فقیر بدنیا آمده، چنین خانواده ای ممکن است حتی واکسن فلج اطفال فرزندشان را هم نزنند و او تمام عمرش را در حسرت راه رفتن، ویلچرنشین زندگی کند.
برای خیام اهل فضل،انواع این نابرابری ها، آزاردهنده و رنج دهنده اند . او سوال خود را از فلک و گردون می پرسد و عیب اساسی حاکم بر فلک را نبود عدل می بیند و همه ی دل ریشی های اهل فضل در دنیا را، ناشی از نبود عدل در فلک می داند.