♟️به او چه مربوط؟

✒️ غلامرضا طالبی
📔📔📔
الهیار صالح برای حسین مکی تعریف کرده است که در سال۱۳۰۳ که رضا خان پهلوی، رئیس الوزرا بوده و الهیار صالح مترجم سفارت آمریکا در تهران،وی به اتفاق نماینده کمپانی آمریکایی یولن،نزد رئیس الوزرا می روند تا در مورد خط آهن و چگونگی اجرای آن مذاکره کنند.
نماینده کمپانی یولن می گوید،ایران کشور کم جمعیتی است که ۱۵ میلیون سکنه دارد و طول خط راه آهن جنوب_شمال طولانی است و از لحاظ ترانزیت فاقد اهمیت تجاری است و ایران باید خط آهنی بکشد که ارزش اقتصادی داشته باشد. آن راه‌ها را می توان جاده ی شوسه کشید و بهتر است مسیر راه آهن ایران،شرق_غرب باشد که آسیا را به اروپا وصل کند.
الهیار صالح گفته که پس از ترجمه این حرفها،سردار سپه که تا آنموقع ساکت بود،ناگهان برخاست و با ناراحتی به طرف نقشه ی ایران که روی دیوار نصب بود،رفت و گفت به این آدم بگو من می خواهم از اینجا تا اینجا( با انگشت خود از بحر خزر تا محمره را نشان داد) را بوسیله راه آهن به هم متصل کنم. به او چه مربوط است که ضرر می کند یا به صرفه ی ایران هست یا نیست؟
به نظر می رسد یکی از دلایل کمپانی‌های طرف مذاکره برای احداث خط راه آهن شمال_ جنوب، صعب بودن مسیر و لزوم احداث پل‌های فنی بوده است که بعضی از آن شرکتها، آن را یا در توان خود نمی دیده اند و یا به نسبت مسیر شرق_ غرب،کم صرفه تر برای خودشان،تلقی می کرده اند.زیرا شرکتی که طرف مذاکره برای احداث است علی الاصول نمی بایست در مورد امکان سنجی یک طرح حرف بزند.