♟️نتیجه ی آبادانی

✒️غلامرضا طالبی

🌾🌾🌾
عنصرالمعالی توصیه ای در مورد آباد کردن به پسرش دارد و می گوید: "اگر خواهی که کفایتی آری [لیاقت نشان دهی]و مال جمع کنی و بحاصل آری[بدست آوری ] ویرانی‌های مملکت را آبادان گردان تا ده برابر توفیر حاصل شود" و در این رابطه حکایتی نقل کرده است که؛
" بدان که چنان شنودم که مَلکی از مَلکان پارس با وزیر خویش متغیر شد. وی را معزول کرد،وزارت را کسی دیگر نامزد کرد و این معزول را گفت:" خویشتن را جایی اختیار کن که به تو دهم تا تو با نعمت و قومِ خویش آن جا روی و مقام کنی."
وزیر گفت:
مرا نعمت نمی باید. هر چه مرا هست تو را دادم و هیچ جای آبادان نخواهم که مرا بخشد.اگر بر من رحمتی همی کند از مملکتِ خویش، دهی ویران به من دهی تا من با حق الملک[حق مالکیت] با مرقّعی[جامه ای وصله دار] بروم و آن ده را آبادان کنم و آن جا بنشینم.
این مَلک فرمود چندان دهِ ویران که خواهد. وی را دهید.
اندر همه ی مملکت بگردیدند یک بدَست[وجب] زمین جز آبادان نیافتند که به وی دهند.
تا خبر دادند به همه ی مملکت، ویرانی نیست و بدست همی نیاید.
وی مَلک را گفت:
ای خداوند،من خود دانستم که در تصرف من ویران نیست.اما ولایت که از من بازگرفتی به کسی دِه که اگر از او باز خواهی، همچنین به تو سپارد که من سپردم.
چون این سخن معلومِ مَلک شد از آن وزیر معزول عذرها خواست و وی را خلعت داد و وزارت به وی سپرد.